تبلیغات

آمار بازدید

کاربران آنلاین: 2
بازدید امروز : 954
بازدید دیروز : 233
بازدید این هفته : 2992
بازدید این ماه : 7861
کل بازدیدها : 735317

اولین روز بارانی

اولین روز بارانی را به خاطر داری؟ غافلگیر شدیم چتر نداشتیم

خندیدیم دویدیم و به شالاپ شلوپ های گل آلود عشق ورزیدیم

دومین روز بارانی چطور؟ پیش بینی اش را کرده بودی چتر

آورده بودی ومن غافلگیر شدم   سعی می کردی من خیس

نشوم و شانه سمت چپ تو کاملا خیس بود.

و سومین روز چطور؟ گفتی سرت درد می کند و حوصله

نداری سرما بخوری چتر را کامل بالای سر خودت گرفتی و

شانه راست من کاملا خیس شد .  و چند روز پیش را چطور؟

به خاطر داری؟ که با یک چتر اضافه آمدی و مجبور بودیم

برای اینکه پین های چتر توی چش و چالمان نرود

دو قدم از هم دورتر راه برویم . . .

فردا دیگر برای قدم زدن نمی آیم تنها برو …

VN:F [1.9.22_1171]
Rating: 0.0/10 (0 votes cast)
VN:F [1.9.22_1171]
Rating: 0 (from 0 votes)

۲ نظر یا دیدگاه برای “اولین روز بارانی”

  1. پرستو نوشته است:

    گر باطن را نمی توان ساقط کرد می توان رسوا ساخت اگر حق را نمی توان استقرار بخشید.می توان اثبات کرد وبه زمان شناساند و زنده نگاه داشت.

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  2. آه شب نوشته است:

    سلام
    آشفته وپرستو وبیداری و…
    بازم میگم اینجاجای مناسبی برای حل مشکلتون نیست…به فکر بقیه هم باشید … این یه سایت عمومی هست …مثل بچه ها شدید که وسیله بازیشونو ازشون گرفتن وحالا دارن لج می کنن …یعنی چی؟یه کم عاقلانه تر رفتار کنید

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)

نظر یا دیدگاه خود را بنویسید