تبلیغات

آمار بازدید

کاربران آنلاین: 2
بازدید امروز : 335
بازدید دیروز : 1007
بازدید این هفته : 3380
بازدید این ماه : 8249
کل بازدیدها : 735705

یک داستان عجیب لطفا آن را تا انتها بخوانید

اتومبیل مردی که به تنهایی سفر می کرد در نزدیکی صومعه ای خراب شد. مرد به سمت صومعه حرکت کرد و به رئیس صومعه گفت : «ماشین من خراب شده. آیا می توانم شب را اینجا بمانم؟ »
رئیس صومعه بلافاصله او را به صومعه دعوت کرد. شب به او شام دادند و حتی ماشین او را تعمیر کردند. شب هنگام وقتی مرد می خواست بخوابد صدای عجیبی شنید. صدای که تا قبل از آن هرگز نشنیده بود .. صبح فردا از راهبان صومعه پرسید که صدای دیشب چه بوده اما آنها به وی گفتند :« ما نمی توانیم این را به تو بگوییم . چون تو یک راهب نیستی»
مرد با نا امیدی از آنها تشکر کرد و آنجا را ترک کرد.
چند سال بعد ماشین همان مرد بازهم در مقابل همان صومعه خراب شد .
راهبان صومعه بازهم وی را به صومعه دعوت کردند ، از وی پذیرایی کردند و ماشینش را تعمیر کردند. آن شب بازهم او آن صدای مبهوت کننده عجیب را که چند سال قبل شنیده بود ، شنید.
صبح فردا پرسید که آن صدا چیست اما راهبان بازهم گفتند: :« ما نمی توانیم این را به تو بگوییم . چون تو یک راهب نیستی»
این بار مرد گفت «بسیار خوب ، بسیار خوب ، من حاضرم حتی زندگی ام را برای دانستن فدا کنم. اگر تنها راهی که من می توانم پاسخ این سوال را بدانم این است که راهب باشم ، من حاضرم . بگوئید چگونه می توانم راهب بشوم؟»
راهبان پاسخ دادند « تو باید به تمام نقاط کره زمین سفر کنی و به ما بگویی چه تعدادی برگ گیاه روی زمین وجود دارد و همینطور باید تعداد دقیق سنگ های روی زمین را به ما بگویی. وقتی توانستی پاسخ این دو سوال را بدهی تو یک راهب خواهی شد.»
مرد تصمیمش را گرفته بود. او رفت و ۴۵ سال بعد برگشت و در صومعه را زد.
مرد گفت :‌« من به تمام نقاط کرده زمین سفر کردم و عمر خودم را وقف کاری که از من خواسته بودید کردم . تعداد برگ های گیاه دنیا ۳۷۱,۱۴۵,۲۳۶, ۲۸۴,۲۳۲ عدد است. و ۲۳۱,۲۸۱,۲۱۹, ۹۹۹,۱۲۹,۳۸۲ سنگ روی زمین وجود دارد»
راهبان پاسخ دادند :« تبریک می گوییم . پاسخ های تو کاملا صحیح است . اکنون تو یک راهب هستی . ما اکنون می توانیم منبع آن صدا را به تو نشان بدهیم.»
رئیس راهب های صومعه مرد را به سمت یک در چوبی راهنمایی کرد و به مرد گفت : «صدا از پشت آن در بود»
مرد دستگیره در را چرخاند ولی در قفل بود . مرد گفت :« ممکن است کلید این در را به من بدهید؟»
راهب ها کلید را به او دادند و او در را باز کرد.
پشت در چوبی یک در سنگی بود . مرد درخواست کرد تا کلید در سنگی را هم به او بدهند.
راهب ها کلید را به او دادند و او در سنگی را هم باز کرد. پشت در سنگی هم دری از یاقوت سرخ قرار داشت. او بازهم درخواست کلید کرد .
پشت آن در نیز در دیگری از جنس یاقوت کبود قرار داشت.
و همینطور پشت هر دری در دیگر از جنس زمرد سبز ، نقره ، یاقوت زرد و لعل بنفش قرار داشت.
در نهایت رئیس راهب ها گفت:« این کلید آخرین در است » . مرد که از در های بی پایان خلاص شده بود قدری تسلی یافت. او قفل در را باز کرد. دستگیره را چرخاند و در را باز کرد . وقتی پشت در را دید و متوجه شد که منبع صدا چه بوده است متحیر شد. چیزی که او دید واقعا شگفت انگیز و باور نکردنی بود.

….اما من نمی توانم بگویم او چه چیزی پشت در دید ،

 چون شما راهب نیستید

VN:F [1.9.22_1171]
Rating: 0.0/10 (0 votes cast)
VN:F [1.9.22_1171]
Rating: 0 (from 0 votes)

۳۹ نظر یا دیدگاه برای “یک داستان عجیب لطفا آن را تا انتها بخوانید”

  1. آه شب نوشته است:

    سلام آشفته
    خوبی دوست عزیز؟
    جالب بود نه :)

    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  2. آشفته نوشته است:

    سلام آه شب. خوبی. داستان جالبی بود .تو مملکت ما که نمیشه راهب شد..حالا چی کنیم ..نمیشه جوابش با اس ام اس به خودم بگی که پشت در چی بود . من به کسی نمیگم. چون دیگه دوستی ندارم. تنهام . بهت قول میدم بین خودمون میمونه.

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  3. آشفته نوشته است:

    راستی بهت تبریک میگم. تیم شما دیروز سه امتیاز از صنعت نفت آبادان گرفت. تیم من که امروز شکسته سنگینی از پیروزی خورد. اما نا امید نیستیم. پشت هر شکستی یه تجربه و بعد یه پیروزیه مگه نه دوست عزیز؟

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  4. آشفته نوشته است:

    چه باورنی داره میاد اینجا… گچد جات خالی . من هوای بارونی رو خیلی دوست دارم .کاش این بارون دل پر کینه و پر نفرت بعضی ها رو شستشو میداد و به جاش گذشت و عشق میزاشت..

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  5. مرتضي نوشته است:

    سلام.تا آخرش خوندم,کلاه خوبی سرم رفت,افرین..!

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  6. آ شـــفـته نوشته است:

    سلام آقا مرتضی . خیلی خیلی خوش آمدین. این آه شب کلاه سر من هم گذاشت.

    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  7. غلامرضا نوشته است:

    ما که باور کردیم دوستی نداری!!
    خدارحمت کنه مادرت را

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  8. آه شب نوشته است:

    سلام آشفته
    خوبی؟
    خیلی این روزها گرفتار بودم واصلا پیگیر فوتبال نبودم ولی چون تیمتون امتیاز داد به پرسپولیس ناراحت شدم ….
    اینجا هم هوا بارونیه …
    منم دوست دارم بدونم پشت در چیه … نمی دونم چون منم راهب نیستم :)

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  9. آه شب نوشته است:

    راستی دیگه نبینم بگی تنها هستی … آشفته تو اول خدا رو داری وبعد دوستانت که یکیشون منم …

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  10. آ شـــفـته نوشته است:

    سلام غلامرضا. خوبی. ما اینجا بازی نداریم. و اینا همه تصور اشتباهشماست که نمیدونی کجا هستی و نمیدونی چی باید بگی.اگه تنها شدی اینو از چشم من نبین. شاید در اینده منو بخاطر این که چشمت رو باز کردم دعا کنی . و اگه دیدی من ناراحت شدم و در ابتدا اینو قبول نداشتم بخاطر این بود که نخواستم اون دوباره اشتباه منو تکرار کنه. نخواستم به سر نوشت من دوچار شه..حالا اگه میایی اینجا قدمت رو چشم. حرفهای مناسب شما رو منتشر میکنم و حرف های نا مربوط شما انتشار نمیکنم . و میدونم خیلی برات سخته. سعی کن این کینه رو از دل خودت بیرون کنی . اینقدر اون هم اذییت نکن . تو هم برو از نو شروع کن. خانواده خوبی داری پیش بچه هات باش و درکشون کن و برای اینده شون برنامه ریزی کنپد. پدره خوبی براشون باش. برات آرزوی موفقیت دارم. من هم مثل تو راه خوبی نرفتم الان با کمک دوستام دارم به زندگی خودم میرسم و خانوادمو دوست دارم. من به خانواده اون قول دادم دیگه مزاحمشون نشم و خواهشی که از تو دارم اینه که تو هم دست از سرش برداری و راحتش بزاری.من آیندشو خراب کردم و تو دیگه بدترش نکن. بزار تنها منو نفرین کنه

    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  11. غلامرصا نوشته است:

    هکر خوبی هستی اما قبلا سایت دانود شده

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  12. پرستو نوشته است:

    نفرین نه منهم آینده تو را خراب میکنم
    اون تنها نیست

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  13. پرستو نوشته است:

    اشک مادرم رادر آوردی
    اشک مادرت را درمیارم

    آبروی من رابردی
    نابودت میکنم

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  14. آ شـــفـته نوشته است:

    سلام غلامرضا. ببین داری خراب میری جلو و این بازی ها قدیمی شده . اینکه که از اسم و آدرس کسی دیگه استفاده میکنی و از طرف اون نظر میدی دستت پیش من و دوستام که کارشناس این کارند رو شده. منتها من که میدونم الان طرفم کی هست و گاهی خودمومه به اون را میزنم تا تو به خودت بیایی . اما درکت میکنم .بهم گفته بود عباس بیماره و تعادل روحی خوبی نداره و خود زنی میکنه.بیچاره دست تو چی میکشید.

    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  15. آ شـــفـته نوشته است:

    ببین عباس این نظرات تو که به اسم پرستو- بیداری – غللمر ضا- و غیره… میزاری الان چند تاشو منتشر میکنم و به کسی اس میدم که بیاد بخونه و بعد میدونی داری چه کاره کثیفی انجام میدی. اونارو تو جونت میندازم که بدونی با کی طرفی.. حالا بیا باز نظر چرند بده. تا الان احترامت گذاشتم

    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  16. مردی با دمپایی پاره نوشته است:

    سلام آه شب. اینجا دیگه کجاست..؟ امروز اومدم وبلاگت و ادرس اینجا رو تو اون دیدیم. چه ورودی قشنگی داره. لیلی و مجنون . خوش بحالت که این محیط قشنگی رو واسه خودت داری .من روم نمیشه بیام اینجا. خیلی باحاله.الان من خجالت کشیدم با این وضع اومد اینجا. حالا همه دارند به من چپ چپ نگاه میکنند . اینجوری نگام نکنید .. ا… با شما هستم. تا عید دمپایی مارک دار میخرم. حالا میخوام داستان تو رو بخونم

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  17. مردی با دمپایی پاره نوشته است:

    اه شب … یکی طلبت. سر کارمون گذاشتیا. راستی تو این سایت چه دوستای رنگارنگی داری. من برم حرفای دوستاتو بخونم باز بهتره تا این داستان سر کاری شما رو بخونم

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  18. آه شب نوشته است:

    سلام مرد دمپایی پاره
    من اینجا نویسنده دوم سایت هستم … این فقط یه داستانه … جدی نگیر
    یه توصیه بهت میکنم که اینو جدی بگیر کاری به حرفهای دوستان دیگه نداشته باش … بهتره فکر دمپایی های پاره خودت باشی :)

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  19. ستاره نوشته است:

    ااااااااااااووووووووه چه خبره اینجااااااااااااااا
    من طبق عادت همیشگیم اول به کامنتا یه نظر میندازم بعد به کل داستان ولی هنگ کردم ……
    راستی سلام اشفته خوبی دوست قدیمی؟

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  20. ستاره نوشته است:

    از همون کامنتا هم فهمیدم که داستان سرکاریه
    راستی این مرد دمپایی پاره چه اسم قشنگی داره

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  21. مردی با دمپایی پاره نوشته است:

    من دوباره اومدم..
    سلام به همه دوستان عزیز و رنگارنگ این سایت الخصوص دوست خوبم آه شب. امید وارم همگی خوب باشیند.ستاره خانم داری مسخره ام میکی. باشه . بزار وضعم خوب شه نشونتون میدم. آه شب. شما اینجا نویسنده این سایت قشنگ هستی اما از دیگه نویسنده این سایت آشفته چیزی نمیدونم. اگه میشه خود آشفته یا شما اونو به من معرفی کنید. خوشحالم که به این سایت میام. کاش من هم یکیشو داشتم

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  22. غلامرصا نوشته است:

    اون هرچی بگه درسته
    راجع به کارهای کثیفم هم بهم گفته؟

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  23. آشفته نوشته است:

    سلام غلامرضا (عباس ) .. میبینم اعتراف کردی. اشکال نداره عزیز. تو هر چی هستی واسه خودت هستی. خودتو اذییت نکن. بهت گفتم داری اشتباه میری اما گوش ندادی. حالا باز خودتو نشون بده. اذییتش نکن. من میدونستم این نظرات کاره خودته..اما داشتم بازیت میدادم. اون شهامت نداشت ۲ دقیقه با من صحبت کنه چون میدونست تو پشت این قضیه هستی و به شما احترام میزاشت و دوست نداشت حتی تو این شرایط بهت اسیب روحی وارد شه. منو از خودش دور کرد فقط بخاطر تو.تو براش خیلی عزیزی. وقتی اینو فهمیدم درکش کردم دوست نداشتم احساسشو نسبت به تو خراب کنم. یک سال تمام بهش گفتم ۲خط تلفنت رو عوض کن که شما مزاحمش نشید . اما هر بار یه بهانه در میاورد واسه عوض نکردن چون واقعا دوست داشت و من اینو نمیدونستم و از من پنهان کرد اما تو یه بار بهش گفتی ۲ خط همراتو قطع کن که من اذیتتش نکنم و بدون بهانه این کارو واسه تو انجام داد. از تو امید به زندگی داشت و از من نامید.خدایش این ها رو نمیدونستم که مخالف بودم و اگه میدونستم و حتی تو اگه بهش اجازه میدادی بهم بگه یا خودت بهم میگفتی من همون اول میکشیدم کنار. مخالف بودم چون متاهل و ۳تا بچه داری اما دیدم خیلی رو تصمیمش با شما پایبند هست دیگه دورشو خط قرمز کشیدم . و به خانواده اش قول دادم دیگه کاری باهاش نداشته باشم. حالا تنها تو داری اینجا هم خودتو و هم اونو اذییت میکنی. من یک قسمت تو سایتم رمز دار گذاشتم. ازش رمز بگیر و باز بخون و حرفهاتو اونجا بزن. من کاری با شما ها ندارم .برای اون ارزوی خوشبختی دارم و برای تو آرزوی سلامتی.

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  24. مردی با دمپایی پاره نوشته است:

    سلام اه شب. این شعر تقدیمت میکنم
    —-
    میل دریا کنی من دیده را دریا کنم

    میل صحرا گر کنی من سینه ام را صحرا کنم

    نا امیدم گر کنی میمیرم اما باز هم….

    در همان حالت که میمیرم دعایت میکنم

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  25. مردی با دمپایی پاره نوشته است:

    آه شب من اینجا برات کامنت بزارم آشفته با من دعوا نمیکنه. آخه اشفته یه جوریه. تو سایت داره با یکی بحث میکنه. کسیکه انگار ول کن هم نیست و من از نظراتشون که خوندم اینجور فهمیدم. بهت گفتم که دوستای رنگارنگی داری.

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  26. آ شـــفـته نوشته است:

    سلام ستاره خانم. خوبی. ممنونم باز به سایتم اومدی .از بس ذهنم درگیر بود متوجه شما و دوست خوبم که سلامی هم خدمتشون دارم ( مردی با دمپایی پاره)نشدم. امیدوارم هر چی زود تر به خوبی و خوشی تمام شه.
    مردی با دمپایی پاره این سایت متعلق به همه دوستان خوب هست. قدمت رو چشم. من و آه شب هر دو نویسنده این سایت هستیم. برات آرزو دارم پول دار شی و بتونی به ارزوی خودت که یه دمپایی مارک دار هست برسی .

    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  27. باران نوشته است:

    سلام. داستانت رو خوندم. ولی خیلی دلم می خواست بدونم صدا از کجا بود؟؟!!!!!
    چطور می تونم راهب بشم؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  28. آ شـــفـته نوشته است:

    سلام باران . خوبی . خوش امدی . میخواهی راهب شی باید با آه شب صحبت کنی . اون خیلی تو اینکارا استاده .

    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  29. غلامرضا نوشته است:

    یه وقت بیدار میشی که خیلی دیر شده

    صبر داشته باش

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  30. آ شـــفـته نوشته است:

    سلام غلامرضا ( عباس ) من وقتی فهمیدم واسه تو داره به اب و اتیش میزنه بیدار شدم . و تقصیر خودتون بود بهم نگفتین . و شهامتش هم نداری بپیذیری. حالا هم دور نشده . قدرشو بدون و خوشبختش کن و با اینکارهات که میایی اینجا و منو تهدید میکنی هم خودت و هم اونو آزار نده. تو خواستی منو تو چشم اون سیاه کنی با این نظرات که تو به جای اون دادی که موفق شدی . من هم به خانواده اشون قول دادم که هیچ گونه تماسی یا ارتباطی باهاش نداشته باشم. تو هم که از ایدش و هم از اسمش سوء استفاده کردی و به خواسته خودت رسیدی حالا هم ادعا میکنی هنوز اولشه.. بابا دست بر دار از بچه بازیهات برو به کار و زندگیت برس . تو الان باید تو فکر و برنامه ریزی زندگی جدیدت باشی نه اینکه خودتو الاف من کردی و یکی و دوتا میکنی .

    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  31. پرستو نوشته است:

    خوشحالم که به همت ریخته
    ازاین که به مادرم اس میدی فهمیدم کلافه شدی

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  32. آ شـــفـته نوشته است:

    ببین عباس . من کلافه نشدم عزیز. شما چند ساله که با اینترنت و شبکه سر کار داری؟اگه دوستای داری که در مورد شبکه اطلاع دارند ازشون در مورد ip سوال کن. اینکار انجام بده بعد میدونی من در مورد تو و بچه بازیهات چی میدونم.
    بذار روشنت کنم که اون یکبار هم برای من کامنت نزاشته. فقط به حرمت شما. و من هر زمان از اون کامنتی داشتم بهت میگم چون ip اونو دارم.تو هنوز باورت نشده که داری از اسمش استفاده میکنی. بدرود

    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  33. naeem نوشته است:

    سلام خوبی؟
    وب بسیار زیبایی داری .
    خوشحال می شم به وب من هم بیایی
    و تو انتخاب وبلاگ برتر بهم رای بده
    نظر هم یادت نره………..

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  34. غلامرضا نوشته است:

    رازاین نکته فقط باد صبا میداند
    صبور که هستی

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  35. آ شـــفـته نوشته است:

    دیگران را ببخش نه بخاطر اینکه سزاوار بخشش تو هستند بلکه فقط بخاطر اینکه تو سزاوار آرامشی

    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  36. فرحناز نوشته است:

    سلام
    اینجا واقعا بحث بالاست
    —————-
    درسته داستان سر کاری بود ولی عجب پشتکاری داشت این یارو برای راهبه شدن
    ای کاش ما هم برای رسیدن به خواستمون این همه پشتکار داشتیم

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  37. سها نوشته است:

    واای چقد بزرگه دمت گرم
    اومدی اومدمم خوش بحالت

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  38. آبشار چکان نوشته است:

    بسیار عالیه
    میتونید عکسهای آبشار چکان را در این صفحات ببینید
    http://tayefechekani.persianblog.ir/post/3
    http://tayefechekani.persianblog.ir/post/17

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  39. رویا نوشته است:

    ممنون که به وبلاگم امدی………….!!

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)

نظر یا دیدگاه خود را بنویسید