تبلیغات

آمار بازدید

کاربران آنلاین: 4
بازدید امروز : 288
بازدید دیروز : 1007
بازدید این هفته : 3333
بازدید این ماه : 8202
کل بازدیدها : 735658

زندگی زیباست …

 

رنج هست، مرگ هست

اندوه جدایی هست اما آرامش نیز هست

شادی هست، رقص هست

خدا هست

زندگی، همچون رودی بزرگ، جاودانه روان است.

زندگی

همچون رودی بزرگ که به دریا می رود

دامن خدا را می جوید.

خورشید هنوز طلوع می کند؛

فانوس ستارگان هنوز از سقف شب آویخته است؛

بهار مدام می خرامد

ودامن سبزش را بر زمین می کشد؛

امواج دریا، آواز می خوانند، بر می خیزند

وخود را در آغوش ساحل گم می کنند.

گلها باز می شوند وجلوه می کنند و می روند.

نیستی نیست، هستی هست

پایان نیست، راه هست…

وتولد هر کودک ، نشان آن است که:

خدا هنوز از انسان نا امید نشده است.

گرچه زندگی با درد وغم همراه است

اما مسیر از شادمانیهای بسیار نیز خالی نیست.

اگر دنیای خود را فرو ریخته یافتی

تکه های سالم را برگیر وراه ادامه بده

چون در پایان آرزوهایت را برآورده خواهی یافت.

به یاد داشته باش!

که درپایان،همین فراز وفرودها ست که یکدیگر راتوازن می بخشند.

بگذار اشکهایت جاری شوند،

بگذار گل لبخند بر لبانت بشکفد،

اما تسلیم،هرگز،هرگز!

به یاد آر،

که در تو نیرویی است که نوید واقعیت یافتن رویاهایت را می دهد

حتی آن زمان که بسیار دور می نماید!

 

VN:F [1.9.22_1171]
Rating: 10.0/10 (2 votes cast)
VN:F [1.9.22_1171]
Rating: +2 (from 2 votes)
زندگی زیباست ..., ۱۰٫۰ out of 10 based on 2 ratings

۴۰ نظر یا دیدگاه برای “زندگی زیباست …”

  1. آه شب نوشته است:

    سلام دوستان خوبم
    امیدوارم از این دو مطلب خوشتون بیاد …
    من خودم همیشه با خوندن این مطلب مخصوصا مطلب اول روحیه وانرژی خوبی می گیرم

    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  2. آه شب نوشته است:

    در ضمن در ادامه نظرات پست قبل در مورد امتیاز دهی به غذای پخته شده توسط آشفته همین جا نظراتتون رو بگید واز روی عکسهایی که در صفحه نظرات پست قبل از غذای آشفته موجوده بهش از ۱ تا ۱۰ نمره بدید … ممنون

    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  3. آه شب نوشته است:

    نمره ای که من به آشفته میدم از روی ظاهر غذا:اول پیازش سوخته … سیب زمینی وسوسیسش ظاهرا یکدست سرخ نشده … به جای سفره روزنامه پهن کرده … لیوان سر سفره نیست … قاشق هم کم گذاشته
    ولی با این وجود غذاش ظاهر خوشمزه ای داره وچون تازه کاره بهش نمره ۵ رو میدم اما به خاطر روحیه مهمان نوازیش ۲نمره اضافه می کنم که میشه نمره ۷
    آشفته تلاشت جای تقدیر داره

    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  4. مریم جدید نوشته است:

    من توی پست قبلی نظراتم رو نوشتم

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  5. آه شب نوشته است:

    سلام مریم ومریم جدید
    نظرتونو در مورد غذای آشفته گفتید ولی بهش نمره ندادید …
    آشفته نکنه با قول قایق سواری و جت اسکی و … رای اونارو رو خریده باشی

    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  6. مریم جدید نوشته است:

    به یاد آر،

    که در تو نیرویی است که نوید واقعیت یافتن رویاهایت را می دهد

    حتی آن زمان که بسیار دور می نماید!

    خیلی زیباست
    ممنون آه شب عزیز

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  7. آ شـــفـته نوشته است:

    سلام آه شب. خوبی دوست خوبم. این مطلب رو خوندم . خیلی قشنگ بود. دستت درد نکنه. در ضمن من به هیچکدام از مریم هایی سایتم باج ندادم و رای نخریدم. من فقط به مریم گفتم بیا بوشهر تا ببرمت قایق سواری و ماهیگیری نشونت بدم. چت اسکی سوار شی و شنا هم که دیگه خودش بلده. این اصفهانی ها بوشهر رو دوست دارند.اما به مریم جدید هیچ قولی ندادم. اما اگه بیاد بوشهر خیلی خوشحال میشم و همه جاهای دیدنی رو نشونش میدم. تو هم که بوشهر رو مثل کف دست واردی . باهمدیگه کاری کنیم که به دوستانمون خوش بگذره.

    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  8. مریم جدید نوشته است:

    راستش آه شب، آشفته که به من وعده قایق سواری و… نداده اما من بهش ۹ امتیاز می دم
    ۱ امتیاز ازش کم می کنم به دو دلیل : اولیش اینکه پررو نشه و فکر نکنه خدای آشپزیه دومیش اینکه سوسیس غذای سالمی نیست
    ;)
    آشفته تو هم به جای اینکه از آشپزی ما ایراد بگیری سعی کن غذاهای دیگه رو یاد بگیری
    دفعه دیگه به سوسیس درست کردنت ۲ هم نمی دم
    :)

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 5.0/5 (1 vote cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  9. آ شـــفـته نوشته است:

    مریم جدید. سلام. من هم میدنم سوسیس غذایی خوبی نیست. همیشه سوسیس نیست. انواع تخم مرغ درست کردن هم بلدم. آه شب این همه بدجنس نشو. حرف های تو باعث شد مریم هایی سایتم به من نمره کم بدن.من هنوز هم میگم حرفه ای نیستم. در حد خیلی خیلی اماتور اینچیزا رو بلدم. مریم جدید اومدی بوشهر با خاطره خوش بر میگردی به شهر خودت. مطمئن باش قایق هم سوار میشی.

    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  10. مریم جدید نوشته است:

    آه شب از این شکلک هایی که می گذاری خیلی خوشم میاد

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  11. مریم جدید نوشته است:

    ممنون آشفته
    در مهمان نوازی تو که شکی نیست

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  12. آه شب نوشته است:

    سلام مریم جدید
    خوبی؟
    امیدوارم همیشه شاد وموفق باشی …

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  13. آه شب نوشته است:

    سلام آشفته
    خوبی؟
    میبینم مریم جدید از من بیشتر بهت نمره داده … پس جای امیدواری داره …میگم برای دفعه بعد چه غذایی آماده میکنی؟حتما یه مدل از همون انواع تخم مرغ :)

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  14. آه شب نوشته است:

    دوستان خوبم …
    از اینکه با شما همراهم خیلی خوشحالم …

    نهر قلبتان سرشار از عشق و آرامش باد …

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  15. آه شب نوشته است:

    سلام بچه ها
    من چند روزی نتونستم سر بزنم … شما ها کجایید؟
    نکنه همتون بوشهر دور هم جمع شدید به من خبر ندادید؟

    اگه اینطوری باشه اونوقت …

    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: +1 (from 1 vote)
  16. آه شب نوشته است:

    بیا با هم یک تصویر زیبای دیگر از عشق بکشیم ، تصویری مثل آن نقاشی دیروز تا به یادگار بماندو این یادگاری مثل یک خاطره بماند ، تا ما نیز مثل خاطره ها باشیم ، نه خاطره ای از گذشته ، خاطره هایی شیرین از هر روز زندگی مان که همیشه تا ابد در قلبمان به یادگار بماند…

    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: +2 (from 2 votes)
  17. آه شب نوشته است:

    فرقـے نمـے کند !!

    بگویم و بدانـے …!

    یا …

    نگویم و بدانـے..!

    فاصله دورت نمی کند …!!!

    در خوب ترین جاﮮ جهان جا دارﮮ …!

    جایـے که دست هیچ کسـے به تو نمـے رسد.:

    دلــــــــــــــم…..!!!

    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 5.0/5 (1 vote cast)
    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: +3 (from 3 votes)
  18. مردی با دمپایی پاره نوشته است:

    سلام به همه دوستان خوب این سایت حیف نون آشفته
    من دوباره اومدم
    آه شب میدونی چقدر مطالب قشنگه. تو اینچیزا رو از کجا یاد گرفتی. خوشبحالت. کاش دوست من میشدی. مریم که با من دوست نشد. مریم جدید هم که تحویل نمیگیره. فقط تویی که خیلی با مرامی. از شما خوشم اومده.

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  19. مردی با دمپایی پاره نوشته است:

    عمه عطار

    =====

    شخصی تعریف می کرد که برادر زاده ی دبستانی اش هیجان زده از مدرسه به خانه می‌آید و می گوید که سر صف اعلام کردند که هر کس که بهترین تحقیق راجع به زندگی عمه‌ی عطار بکند و تا پایان هفته به مدرسه بدهد جایزه تعلق می گیرد همه خانواده به اصرار برادرزاده به تکاپو افتادند تا راجع به عمه‌ی عطار تحقیق کنند اما دریغ از یک خط که در مورد خانواده پدری عطار در کتابها نوشته شده باشد و معلوم نبود آیا عطار عمه هم داشته است یا نه؟ به هر کسی که دستی در ادبیات داشت رو انداختند و همه متعجب بودند که این دیگر چه جور مسابقه ای است؟ باز اگر راجع به خود عطار بود یک حرفی اما عمه عطار؟! خلاصه آخر هفته مادر بچه تصمیم می گیرد به مدرسه برود و با مسئولین آن صحبت کند که این چه بساطی است که راه انداخته اند و تحقیق محال از بچه ها خواسته اند. فکر می کنید چه جوابی به وی داده اند؟ مدیر مدرسه پاسخ می دهد: که اصلا موضوع این مسابقه تحقیق در مورد زندگی “عمه ی عطار” نبوده بلکه تحقیق در مورد زندگی “ائمه اطهار” بوده است

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  20. مردی با دمپایی پاره نوشته است:

    چند نکته روانشناسی

    =============

    وقتی کسی بخاطر کارهای احمقانه بشدت می خندد مطمئن باشید که او در اعماق درون غمگین است *. وقتی کسی بسیار می خوابد مطمئن باشید که تنهاست * وقتی کسی کم حرف می زند، البته اگر حرفی بزند، و یا تند حرف می زند، معنی اش این است که او رازهایی را پنهان کرده است * وقتی کسی نمی تواند گریه کند بدان که او ضعیف است * اگر کسی تند و بطریقی نامعقول غذا می خورد نتیجه می گیریم که او تنش دارد * وقتی کسی بخاطر چیزهای کوچک می گرید معنایش آن است که او بی گناه است و قلب نرمی دارد * اگر کسی بخاطر چیزهای کوچک یا احمقانه عصبانی می شود یعنی عاشق است بسیار درست است. سعی کنید تمام این چیزها را در زندگی واقعی ببینیدتمامشان را خواهیدیافت

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 5.0/5 (1 vote cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: +2 (from 2 votes)
  21. مردی با دمپایی پاره نوشته است:

    *****
    ====

    پسرک جلوی خانومی را میگیرد و با التماس میگوید : خانم ! تو رو خدا یه شاخه گل بخرید زن در حالی که گل را از دستش میگرفت نگاه پسرک را روی کفش هایش حس کرد , چه کفش های قشنگی دارید ! زن لبخندی زد و گفت:برادرم برایم خریده … است دوست داشتی جای من بودی؟؟ پسرک بی هیچ درنگی محکم گفت : . نه . ولی دوست داشتم جای برادرت بودم ! تا من هم برای خواهرم کفش می خریدم…

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 5.0/5 (1 vote cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: +2 (from 2 votes)
  22. مردی با دمپایی پاره نوشته است:

    زن در ضرب المثلهای جهان!!

    —————–
    انگلیسی:

    زن شری است مورد نیاز.

    زن فقط یک چیز را پنهان نگاه می‌دارد آنهم چیزی است که نمی‌داند.

    هلندی:

    وقتی زن خوب در خانه باشد، خوشی از در و دیوار می ریزد.

    استونی:

    از خاندان ثروتمند اسب بخر و از خانواده فقیر زن بگیر.

    فرانسوی:

    آنچه را زن بخواهد، خدا خواسته است.

    انتخاب زن و هندوانه مشکل است.

    بدون زن، مرد موجودی خشن و نخراشیده بود.

    آلمانی:

    کاری را که شیطان از عهده بر نیاید زن انجام می‌دهد.

    وقتی زنی می‌میرد یک فقته از دنیا کم می‌شود.

    کسی که زن ثروتمند بگیرد آزادی خود را فروخته است.

    آنکه را خدا زن داد، صبر هم داده.

    گریه زن، دزدانه خندیدن است.

    یونانی:

    شرهای سه‌گانه عبارتند از: آتش، طوفان، زن.

    برای مردم مهم نیست که زن بگیرد یا نگیرد، زیرا در هر دو صورت پشیمان خواهد شد.

    گرجی‌ها:

    اسلحه زن اشک اوست.

    ایتالیایی:

    اگر زن گناه کرد، شوهرش معصوم نیست.

    زناشویی را ستایش کن اما زن نگیر.

    زن و گاو را از شهر خودت انتخاب کن.

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: +1 (from 1 vote)
  23. مردی با دمپایی پاره نوشته است:

    کادو

    روزی مردی به خونه اومد و دید که دختر سه ساله اش قشنگترین و گرونترین کاغذ کادوی موجود در کمد اون رو تیکه تیکه کرده و با اون یه جعبه کفش قدیمی رو تزیین کرده !!!

    مرد دخترک رو بخاطر اینکار تنبیه کرد و دختر کوچولو اون شب با گریه به رختخواب رفت و خوابید. فردا صبح وقتی مرد از خواب بیدار شد و چشاش رو باز کرد ، دید که دخترک بالای سرش نشسته و جعبه تزیین شده رو به طرف اون دراز کرده!!

    مرد تازه یادش اومد که امروز ، روز تولدشه و دختر کوچولوش اون کاغذ رو برای تزیین کادوی تولد اون استفاده کرده. با شرمندگی دخترش رو بوسید و جعبه رو از اون گرفت و درش رو باز کرد.

    اما در کمال تعجب دید که جعبه خالیه !!! مرد دوباره به دخترش پرخاش کرد که : جعبه خالی که هدیه نمیشه!! باید توش یه چیزی میذاشتی !!!. دخترک با تعجب به صورت پدرش خیره شد و گفت : اما این جعبه خالی نیست.

    من دیشب هزار تا بوس توش گذاشتم تا هروقت دلت برام تنگ شد یکی از اونا رو برداری و استفاده کنی از اون روز به بعد ، پدر همیشه اون جعبه رو همراه خودش داشت و هروقت دلتنگ دخترش می شد در اون رو باز می کرد و با برداشتن یه بوسه آروم می گرفت.

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: +2 (from 2 votes)
  24. مردی با دمپایی پاره نوشته است:

    دلتنگــی
    ******

    شاید . . .

    یه روزی . . .

    یه جایی . . .

    من و تو . . .

    خیلی دور از هم . . .

    شب و روز در آغوش یک غریبه بیقرار هم باشیم

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  25. مردی با دمپایی پاره نوشته است:

    یک داستان خیلی تلخ
    ***************

    پسر: ضعیفه!دلمون برات تنگ شده بود اومدیم زیارتت کنیم!

    دختر: توباز گفتی ضعیفه؟

    پسر: خب… منزل بگم چطوره؟

    دختر: وااااای… از دست تو!

    پسر: باشه… باشه ببخشید ویکتوریا خوبه؟

    دختر:اه…اصلاباهات قهرم.

    پسر: باشه بابا… توعزیز منی، خوب شد؟… آشتی؟

    دختر:آشتی… راستی گفتی دلت چی شده بود؟

    پسر: دلم! آها یه کم می پیچه…! ازدیشب تاحالا.

    دختر: … واقعا که!

    پسر: خب چیه؟ نمیگم مریضم اصلا… خوبه؟

    دختر: لوووس!

    پسر: ای بابا… ضعیفه! این نوبه اگه قهرکنی دیگه نازکش نداری ها!

    دختر: بازم گفت این کلمه رو…!

    پسر: خب تقصرخودته! میدونی که من اونایی رو که دوست دارم اذیت میکنم… هی نقطه ضعف میدی دست من!

    دختر: من ازدست توچی کارکنم؟

    پسر: شکرخدا…! دلم هم پیچ میخوره چون تو تب وتاب ملاقات توبودم… لیلی قرن بیست ویکم من!

    دختر: چه دل قشنگی داری تو! چقدر به سادگی دلت حسودیم میشه!

    پسر: صفای وجودت خانوم!

    دختر: می دونی! دلم… برای پیاده روی هامون… برای سرک کشیدن تومغازه های کتاب فروشی ورق زدن کتابها… برای بوی کاغذ نو… برای شونه به شونه ات را رفتن و دیدن نگاه حسرت بار بقیه… آخه هیچ زنی که مردی مثل مرد من نداره!

    پسر: می دونم… می دونم… دل منم تنگه… برای دیدن آسمون چشمای تو… برای بستنی شاتوتی هایی که باهم میخوردیم… برای خونه ای که توی خیال ساخته بودیم ومن مردش بودم….!

    دختر: یادته همیشه میگفتی به من میگفتی “خاتون”

    پسر: آره… آخه تو منو یاد دخترهای ابرو کمون قجری می انداختی!

    دختر: ولی من که بور بودم!

    پسر: باشه… فرقی نمی کنه!

    دختر: آخ چه روزهایی بودن… چقدردلم هوای دستای مردونه ات رو کرده… وقتی توی دستام گره می خوردن… مجنون من…

    پسر: …

    دختر: چت شد چرا چیزی نمیگی؟

    پسر: …

    دختر: نگاه کن ببینم! منو نگاه کن…

    پسر: …

    دختر: الهی من بمیرم… چشات چرا نمناکه… فدای توبشم…

    پسر: خدا… نه… (گریه)

    دختر: چراگریه میکنی؟

    پسر: چرا نکنم… ها؟

    دختر: گریه نکن … من دوست ندارم مرد گریه کنه… جلو این همه آدم… بخند دیگه… بخند… زودباش…

    پسر: وقتی دستاتو کم دارم چطوری بخندم؟ کی اشکامو کنار بزنه که گریه نکنم…

    دختر: بخند… و گرنه منم گریه میکنماا

    پسر: باشه… باشه… تسلیم… گریه نمی کنم… ولی نمی تونم بخندم

    دختر: آفرین! حالا بگو برای کادو ولنتاین چی خریدی؟

    پسر: توکه میدونی من از این لوس بازی ها خوشم نمیاد… ولی امسال برات یه کادو خوب آوردم…

    دختر: چی…؟ زودباش بگو… آب از لب و لوچه ام آویزون شد …

    پسر: …

    دختر: دوباره ساکت شدی؟

    پسر: برات… کادو… (هق هق گریه)… برات یه دسته گل گلایل!… یه شیشه گلاب… ویه بغض طولانی آوردم…!

    تک عروس گورستان!

    پنج شنبه ها دیگه بدون تو خیابونها صفایی نداره…!

    اینجاکناره خانه ی ابدیت مینشینم و فاتحه میخونم…
    نه… اشک و فاتحه
    نه… اشک و فاتحه و دلتنگی

    امان… خاتون من! توخیلی وقته که…
    آرام بخواب بای کوچ کرده ی من…

    دیگر نگران قرصهای نخورده ام… لباس اتو نکشیده ام…. و صورت پف کرده از بی خوابیم نباش…!

    نگران خیره شدن مردم به اشک های من هم نباش..۰!

    بعد از تو دیگر مرد نیستم اگر بخندم…
    اما… تـو آرام بخواب…

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: +1 (from 1 vote)
  26. مردی با دمپایی پاره نوشته است:

    دیـروز آرزو داشـتـم…

    دسـت اتـفـاق را بـگـیـرم تـا نـیـافـتد!!!

    امـا امـروز…

    فـهمـیده ام…

    اتـفـاق هـم کـه بـیفتـد…

    بـاز مـن زنـدگـی خـواهـم کـرد!!!

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  27. مردی با دمپایی پاره نوشته است:

    فقط رفت

    بدون کلامی که بوی اشک دهد..

    فقط رفت

    بدون نگاهی که رنگ حسرت داشته باشد…

    فقط رفت

    و من شنیدم که توی دلش گفت:

    “راحت شدم …”

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  28. مردی با دمپایی پاره نوشته است:

    خیانت چیست؟شکسپیر:

    خیانت تنها این نیست که شب را با دیگری بگذرانی…

    خیانت می تواند دروغ دوست داشتن باشد…

    خیانت تنها این نیست که ؛دستت در خفا در دست دیگری باشد …

    خیانت می تواند جاری کردن اشک بر دیدگان معصومی باشد …

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  29. مردی با دمپایی پاره نوشته است:

    بلاخره چکار کنیم….

    *************
    شکسپیر میگه؛ اگر کسی را دوست داری رهایش کن اگر سوی تو برگشت از آن توست و اگر برنگشت از اول برای تو نبوده.

    اما ویکتور هوگو میگه؛ کسی رو که دوستش داری هر چند وقت یه بار بهش یادآوری کن که او را دوست داری.

    در عوض دانشجوی زیست‌شناسی معتقده که؛ اگر کسی را دوست داری، به حال خود رهایش کن. او تکامل خواهد یافت.

    دانشجوی آمار معتقده که؛ اگر کسی را دوست داری، به حال خود رهایش کن. اگر دوستت داشته باشد، احتمال برگشتنش زیاد است و اگر نه احتمال ایجاد یک رابطه مجدد غیر ممکن است.

    طبق نظر دانشجوی فیزیک؛ اگر کسی را دوست داری، به حال خود رهایش کن. اگر برگشت، به خاطر قانون جاذبه است و اگر نه یا اصطکاک بیشتر از انرژی بوده و یا زاویه برخورد میان دو شیء با زاویه صحیح هماهنگ نبوده است.

    دانشجوی حسابداری چرتکه به دست میگه؛ اگر کسی را دوست داری، به حال خود رهایش کن. اگر برگشت، رسید انبار صادر کن و اگر نه، برایش اعلامیه بدهکار بفرست.

    دانشجوی ریاضی هم بنا بر استدلال خودش میگه؛ اگر کسی را دوست داری، به حال خود رهایش کن. اگر برگشت، طبق قانون ٢=١+١ عمل کرده و اگر نه در عدد صفر ضربش کن.

    دانشجوی کامپیوتر هم میگه؛ اگر کسی را دوست داری، به حال خود رهایش کن. اگر بر گشت، از دستور Copy / Paste استفاده کن و اگر نه بهتر است که به کل Delete اش کنی.

    اما یک دانشجوی خوش‌بین معتقده که؛ اگر کسی را دوست داری، به حال خود رهایش کن. نگران نباش بر می‌گردد.

    دانشجوی عجول در جواب این سوال با عجله میگه؛ اگر کسی را دوست داری، به حال خود رهایش کن. اگر در مدت زمانی معین برنگشت فراموشش کن.

    دانشجوی شکاک به نگاه غریب میگه؛ اگر کسی را دوست داری، به حال خود رهایش کن. اگر برگشت، از او بپرس “چرا”؟

    در مقابل دانشجوی عجول، دانشجوی صبور معتقده که؛ اگر کسی را دوست داری، به حال خود رهایش کن. اگر برنگشت، منتظرش بمان تا برگردد.

    و در آخر دانشجوی رشته صنایع میگه: اگر کسی را دوست داری، به حال خود رهایش کن. اگر برگشت، باز هم به حال خود رهایش کن این کار را مرتب تکرار کن.

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  30. مردی با دمپایی پاره نوشته است:

    حکمت نصف بودن دیه زن

    زنی رو به خدا کرد و گفت: چرا باید دیه ما نصف مردها باشد؟

    خداوند مهربانانه فرمود: بنده ی من!

    اگر با کشتن، تو را از شوهرت بستانند،

    به او بیست میلیون می رسد،

    ولی اگر او را بکشند تو صاحب چهل میلیون می شوی

    زن خندید و گفت: خدایا حکمتت را شکر!

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  31. آه شب نوشته است:

    سلام دمپایی پاره
    خوبی؟
    شما به من لطف داری …این سایت متعلق به همه هست
    چنر روزیه خبری از بچه ها نیست … فکر کنم آخر تابستونی رفته باشن مسافرت
    نمی دونم آشفته کجاست ؟

    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  32. آه شب نوشته است:

    دمپایی پاره شما هم مطالب جالبی گذاشتی …
    ولی دیگه از این داستانهای غمگین نزار لطفا

    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  33. مریم جدید نوشته است:

    سلام آه شب خوبی؟
    نگران شدم چند روزیه خبری از آشفته و مریم نیست
    خدا کنه اتفاق بدی براشون نیفتاده باشه و هر جا هستن خوش و سلامت باشن

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  34. آه شب نوشته است:

    سلام مریم جدید
    تو که برگشتی … مریم شاید مسافرت رفته
    ولی آشفته قرار نبود جایی بره … احتمالا داره سخت تمرین آشپزی میکنه …
    در هر صورت منم امیدوارم شاد و سلامت باشن

    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  35. مریم نوشته است:

    سلام دوستان گلم من همیشه به یادتون هستم با گوشیمم گاهی چک می کنم سایتو ولی اصلا نمی رسم کامنت بذارم انشاالله این هفته تموم بشه دوباره می یام

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  36. آه شب نوشته است:

    خوشبختی نگاه خداست!
    دعا میکنم خداوند هرگز چشم از تو بر ندارد ….

    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: +2 (from 2 votes)
  37. آه شب نوشته است:


    آن زمان که آفتاب روز
    آرامش شب را در هم می شکند،
    در مه صبحگاهی بال بگشا
    و روزی نو را به هماوردی فرا خوان
    آگاهی تازه ای از بودن!
    دست جهان را در دستهایت بفشار
    وگل لبخند را بر لبان بنشان
    چه با شکوه است زنده بودن!

    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: +2 (from 2 votes)
  38. آه شب نوشته است:

    یک دوست شیرینه وقتی تازه هست ولی شیرین تره وقتی واقعی هست … ولی یه چیزی رو میدونی؟؟
    شیرین ترینه وقتی اون دوست تو باشی…….

    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: +3 (from 3 votes)
  39. آه شب نوشته است:

    دارد پاییز می رسد،

    انار نیستم

    که برسم به دست های تو؛

    برگم

    پُر از اضطراب افتادن

    سلام
    به روزم …

    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  40. مریم نوشته است:

    سلام چرا اینجا سوت و کوره
    صاحب خونه ها و بقیه مهمونا کجا رفتند؟
    دلم برا تک تکتون تنگ شده،مخصوصا برا دختر پاییز
    آقای دمپایی پاره چقدر کامنت گذاشتی امشب وقت ندارم همین روزا می یام دونه دونه می خونم
    اینجا همه با هم دوستند چون میزبانهای مهربونی داره مهمانها با مهربونی میزبانها با هم دوستند نمی دونم چرا اینجوری فکر کردین؟

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)

نظر یا دیدگاه خود را بنویسید