تبلیغات

آمار بازدید

کاربران آنلاین: 2
بازدید امروز : 96
بازدید دیروز : 426
بازدید این هفته : 3567
بازدید این ماه : 8436
کل بازدیدها : 735892

داستان کوتاه

 

بهلول و فروش بهشت

هر وقت دلش می گرفت به کنار رودخانه می آمد. در ساحل می نشست و به آب نگاه می کرد…
پاکی و طراوت آب، غصه هایش را می شست. اگر بیکار بود همانجا می نشست و مثل بچه ها گِل بازی می کرد.آن روز هم داشت با گِل های کنار رودخانه، خانه می ساخت. جلوی خانه باغچه ایی درست کرد و توی باغچه چند ساقه علف و گُل صحرایی گذاشت.
ناگهان صدای پایی شنید برگشت و نگاه کرد. زبیده خاتون (همسر خلیفه) با یکی از خدمتکارانش به طرف او آمد. به کارش ادامه داد. همسر خلیفه بالای سرش ایستاد و گفت : بهلول، چه می سازی؟
بهلول با لحنی جدی گفت: بهشت می سازم.
همسر هارون که می دانست بهلول شوخی می کند، گفت: آن را می فروشی؟!
بهلول گفت : می فروشم.
– قیمت آن چند دینار است؟
– صد دینار.
زبیده خاتون گفت : من آن را می خرم.
بهلول صد دینار را گرفت و گفت : این بهشت مال تو، قباله آن را بعد می نویسم و به تو می دهم.
زبیده خاتون لبخندی زد و رفت.
بهلول، سکه ها را گرفت و به طرف شهر رفت. بین راه به هر فقیری رسید یک سکه به او داد. وقتی تمام دینارها را صدقه داد، با خیال راحت به خانه برگشت.
زبیده خاتون همان شب، در خواب، وارد باغ بزرگ و زیبایی شد. در میان باغ، قصرهایی دید که با جواهرات هفت رنگ تزئین شده بود. گلهای باغ، عطر عجیبی داشتند. زیر هر درخت چند کنیز زیبا، آماده به خدمت ایستاده بودند. یکی از کنیزها، ورقی طلایی رنگ به زبیده خاتون داد و گفت : این قباله همان بهشتی است که از بهلول خریده ای !!!
وقتی زبیده از خواب بیدار شد از خوشحالی ماجرای بهشت خریدن و خوابی را که دیده بود برای هارون تعریف کرد.
صبح زود، هارون یکی از خدمتکارانش را به دنبال بهلول فرستاد.
وقتی بهلول به قصر آمد، هارون به او خوش آمد گفت و با مهربانی و گرمی از او استقبال کرد. بعد صد دینار به بهلول داد و گفت : یکی از همان بهشت هایی را که به زبیده فروختی به من هم بفروش!
بهلول، سکه ها را به هارون پس داد و گفت : به تو نمی فروشم !!!
هارون گفت : اگر مبلغ بیشتری می خواهی، حاضرم بدهم.

بهلول گفت : اگر هزار دینار هم بدهی، نمی فروشم!!!
هارون ناراحت شد و پرسید : چرا؟
بهلول گفت : زبیده خاتون، آن بهشت را ندیده خرید، اما تو می دانی و می خواهی بخری، من به تو نمی فروشم!

………………………………………………………………………………………………

داستانی پند آموز

روزی رسول خدا (صل الله علیه و آله) نشسته بود، عزراییل به زیارت آن حضرت آمد

پیامبر(صل الله علیه و آله) از او پرسید:ای برادر! چندین هزار سال است که تو مأمور قبض روح انسان ها هستی،آیا در هنگام جان کندن آنها دلت برای کسی سوخته است؟

عزارییل گفت در این مدت دلم برای دو نفر سوخت:…

۱- روزی دریایی طوفانی شد و امواج سهمگین آن یک کشتی را در هم شکست همه سر نشینان کشتی غرق شدند، تنها یک زن حامله نجات یافت او سوار بر پاره تخته کشتی شد و امواج ملایم دریا او را به ساحل آورد و در جزیره ای افکند و در همین هنگام فارغ شد و پسری از وی متولد شد، من مأمور شدم که جان آن زن را بگیرم، دلم به حال آن پسر سوخت.

۲- هنگامی که شداد بن عاد سالها به ساختن باغ بزرگ و بی نظیر خود پرداخت و همه توان و امکانات و ثروت خود را در ساختن آن صرف کرد و خروارها طلا و جواهرات برای ستونها و سایر زرق و برق آن خرج نمود تا تکمیل نمود. وقتی خواست به دیدن باغ برود همین که خواست از اسب پیاده شود و پای راست از رکاب به زمین نهد، هنوز پای چپش بر رکاب بود که فرمان از سوی خدا آمد که جان او را بگیرم، آن تیره بخت از پشت اسب بین زمین و رکاب اسب گیر کرد و مرد، دلم به حال او سوخت بدین جهت که او عمری را به امید دیدار باغی که ساخته بود سپری کرد اما هنوز چشمش به باغ نیفتاده بود اسیر مرگ شد.

در این هنگام جبرئیل به محضر پیامبر (صل الله علیه و آله) رسید و گفت ای محمد! خدایت سلام می رساند و می فرماید: به عظمت و جلالم سوگند شداد بن عاد همان کودکی بود که او را از دریای بیکران به لطف خود گرفتیم و از آن جزیره دور افتاده نجاتش دادیم و او را بی مادر تربیت کردیم و به پادشاهی رساندیم، در عین حال کفران نعمت کرد و خود بینی و تکبر نمود و پرچم مخالفت با ما بر افراشت، سر انجام عذاب سخت ما او را فرا گرفت، تا جهانیان بدانند که ما به آدمیان مهلت می دهیم و لی آنها را رها نمی کنیم .

…………………………………………………………………………………………………..

شرط بندی پیرزن باهوش

 یک روز خانم مسنی با یک کیف پر از پول به یکی از شعب بزرگترین بانک کانادا مراجعه نمود و حسابی با موجودی ۱ میلیون دلار افتتاح کرد . سپس به رئیس شعبه گفت به دلایلی مایل است شخصاً مدیر عامل آن بانک را ملاقات کند و طبیعتاً به خاطر مبلغ هنگفتی که سپرده گذاری کرده بود ، تقاضی او مورد پذیرش قرار گرفت قرار ملاقاتی با مدیر عامل بانک برای آن خانم ترتیب داده شد . پیرزن در روز تعیین شده به ساختمان مرکزی بانک رفت و به دفتر مدیر عامل راهنمائی شد . مدیر عامل به گرمی به او خوشامد گفت و دیری نگذشت که آن دو سرگرم گپ زدن پیرامون موضوعات متنوعی شدند . تا آنکه صحبت به حساب بانکی پیرزن رسید و مدیر عامل با کنجکاوی پرسید راستی این پول زیاد داستانش چیست یا به تازگی به شما ارث رسیده است . زن در پاسخ گفت خیر ، این پول را با پرداختن به سرگرمی مورد علاقه ام که همانا شرط بندی است ، پس انداز کرده ام . پیرزن ادامه داد و از آنجائی که این کار برای من به عادت بدل شده است ، مایلم از این فرصت استفاده کنم و شرط ببندم که شما شکم دارید !

مرد مدیر عامل که اندامی لاغر و نحیف داشت با شنیدن آن پیشنهاد بی اختیار به خنده افتاد و مشتاقانه پرسید مثلاً سر چه مقدار پول . زن پاسخ داد ۲۰ هزار دلار و اگر موافق هستید ، من فردا ساعت ۱۰ صبح با وکیلم در دفتر شما حاضر خواهم شد تا در حضور او شرط بندی مان را رسمی کنیم و سپس ببینیم چه کسی برنده است . مرد مدیر عامل پذیرفت و از منشی خود خواست تا برای فردا ساعت ۱۰ صبح برنامه ای برایش نگذارد .

روز بعد درست سر ساعت ۱۰ صبح آن خانم به همراه مردی که ظاهراً وکیلش بود در محل دفتر مدیر عامل حضور یافت . پیرزن بسیار محترمانه از مرد مدیر عامل خواست کرد که در صورت امکان پیراهن و زیر پیراهن خود را از تن به درآورد . مرد مدیر عامل که مشتاق بود ببیند سرانجام آن جریان به کجا ختم می شود ، با لبخندی که بر لب داشت به درخواست پیرزن عمل کرد .

وکیل پیرزن با دیدن آن صحنه عصبانی و آشفته حال شد . مرد مدیر عامل که پریشانی او را دید ، با تعجب از پیر زن علت را جویا شد . پیرزن پاسخ داد من با این مرد سر ۱۰۰ هزار دلار شرط بسته بودم که کاری خواهم کرد تا مدیر عامل بزرگترین بانک کانادا در پیش چشمان ما پیراهن و زیر پیراهن خود را از تن بیرون کند.

 

VN:F [1.9.22_1171]
Rating: 10.0/10 (4 votes cast)
VN:F [1.9.22_1171]
Rating: +3 (from 5 votes)
داستان کوتاه, ۱۰٫۰ out of 10 based on 4 ratings

۹۱ نظر یا دیدگاه برای “داستان کوتاه”

  1. آه شب نوشته است:

    سلام دوستان خوبم
    امیدوارم از خوندن این داستانها لذت ببرید :)

    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: -1 (from 1 vote)
  2. آ شـــفـته نوشته است:

    سلام آه شب . خوبی . آپ قشنگی بود. مخصوصا شرط بندی
    آپ بعدی نوبت منه از الان گفته باشم
    ——-
    یه سلامی هم به دوست های خوبم کنم. امیدوارم حال همه شما خوب باشه
    مریم گلی … خوبی .
    راستش بخواهی من ناراحت شدم .. اما کاره خوبی نکردم. تقصیر خودم بود. بقول مردی با ….
    اینجا تو همین سایت از شما معذرت میخوام..
    مریم کجای؟ این روزا خوب با اه شب جور شدین.. سحر که با مردی با دمپایی…
    نخیر مثل اینکه این مردبا…واااای چه اسم طولانی داری تو
    مثل اینکه همه دوستایی من دلشون واسه این مرد با اسم طولانی تنگ شده

    مریم گلی زودی بیا

    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: +1 (from 1 vote)
  3. مریم نوشته است:

    سلام به همه دوستان خوبم
    آه شب عزیز، مریم گلی و سحر جان همچنین جناب آشفته خوبین همگی
    اه شب خیلی قشنگ بود مخصوصا داستان شرط بندی پیرزن باهوش.

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: +1 (from 1 vote)
  4. آ شـــفـته نوشته است:

    این شاخه گل

    تقدیم میکنم واسه آشتی با مریم گلی

    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 5.0/5 (3 votes cast)
    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: +1 (from 3 votes)
  5. آ شـــفـته نوشته است:

    سلام مریم خانم. خوبی. خوش اومدی. دلم برای دوست های خوبم تنگ شده بود

    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 5.0/5 (1 vote cast)
    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: -1 (from 1 vote)
  6. آه شب نوشته است:

    سلام آشفته … صد در صد آپ بعدی با خودته

    سلام مریم جان … خوبی؟خوش اومدی
    میبینی هنوز نیومده آشفته داره باز حسودی میکنه

    مریم گلی جان کم پیدا شدی … منتظرتیم

    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: -1 (from 1 vote)
  7. آه شب نوشته است:

    وااااااااااااااااااای
    چه گل قشنگی !
    ما هم میخوایممممممممم

    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: -1 (from 1 vote)
  8. مریم نوشته است:

    منم گل می خوام .خیلی خوشگله
    آه شب باهات موافقم در مورد حسودی و اینا

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: -1 (from 1 vote)
  9. مریم نوشته است:

    خوبم جناب آشفته
    وقتی آدم دوستان خوبی مثل شماها داره چرا احساس خوب نداشته باشه.

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: -1 (from 1 vote)
  10. مردی با دمپایی پاره نوشته است:

    ﻫﯿﭻ وﻗﺖ
    ﺧﻮدت راﺑﺮای ﮐﺴﯽ ﺷﺮح ﻧﺪﻩ
    ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺗﻮ را دوﺳﺖ داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﻧﯿﺎزی ﺑﻪ اﯾﻦ ﮐﺎر ﻧﺪارد
    و ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺗﻮ را دوﺳﺖ ﻧﺪارد آن را ﺑﺎور ﻧﺨﻮاﻫﺪ ﮐﺮد…

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 5.0/5 (1 vote cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: -1 (from 1 vote)
  11. مردی با دمپایی پاره نوشته است:

    درد دارد وقتی میرود
    و همه میگویند دوستت نداشت….
    و تو نمیتوانی ثابت کنی که
    هر شب با عاشقانه هایش
    خوابت میکرد……..

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 2.0/5 (1 vote cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  12. مردی با دمپایی پاره نوشته است:

    خاطرات ….
    خاطرات نه سر دارند و نه ته

    بی هوا می آیند تا خفه ات کنند

    می رسند…

    گاهی وسط یک فکر

    گاهی وسط یک خیابان

    سردت می کنند،داغت می کنند

    رگ خوابت را بلدند،زمینت می زنند

    خاطرات تمام نمی شوند…تمامت می کنن

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 3.0/5 (2 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 2 votes)
  13. مردی با دمپایی پاره نوشته است:

    همه وجودم

    دل به چشمای تو بستم تو شدی همه وجودم

    عشق تو باور من شد با تموم تا رو پودم

    هر کی اومد سر راهم چشما مو بستم ندیدم

    دست تو تو دست من بود تو رو با دلم خریدم

    برای نفس کشیدن عشق تو طنین من بود

    بودن تا پیش چشمام خواب و رویای شبم بود

    من همه ترانه هامو واسه چشم تو نوشتم

    ندونستم تو دروغی وای چه تلخ سرنوشتم

    من بدون تو میمردم اما تو تنها نبودی

    من واست بازیچه بودم عشق رویا هام نبودی

    هنوزم سخت عزیزم باور بد بودن تو

    بازی رو دیگه تموم کن دیگه بسته موندن تو

    فکرشم واسم عذاب که دلت پر از فریبه

    هنوزم باور ندارم که شدی واسم غریبه

    گر چه تو واسم عزیزی نمی بخشم عشق همراهت

    تا ابد باید بمونی آره تو آتیش اون گناهت

    عشقمو بازیچه کردی خدا برسه به دادت

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 1.0/5 (1 vote cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 2 votes)
  14. مردی با دمپایی پاره نوشته است:

    تفاوت دخترا و پسرا در استفاده از عابر بانک:
    پسرها:

    ۱- با ماشین میرن به بانک، پارک میکنن، میرن دم دستگاه عابر بانک.
    ۲- کارت رو داخل دستگاه میذارن.
    ۳- کد رمز رو میزنن، مبلغ درخواستی رو وارد میکنن.
    ۴- پول و کارت رو میگیرن و میرن.

    دخترها:

    ۱- با ماشین میرن دم بانک.
    ۲- در آینه آرایششون رو چک میکنن.
    ۳- به خودشون عطر میزنن.
    ۴- احتمالاً موهاشون رو هم چک میکنن.
    ۵- در پارک کردن ماشین مشکل پیدا میکنن.
    ۶- در پارک کردن ماشین خیلی مشکل پیدا میکنن.
    ۷- بلاخره ماشین رو پارک میکنن.
    ۸- توی کیفشون دنبال کارتشون میگردن.
    ۹- کارت رو داخل دستگاه میذارن، کارت توسط ماشین پذیرفته نمیشه.
    ۱۰- کارت تلفن رو میندازن توی کیفشون.
    ۱۱- دنبال کارت عابربانکشون میگردن.
    ۱۲- کارت رو وارد دستگاه میکنن.
    ۱۳- توی کیفشون دنبال تیکه کاغذی که کد رمز رو روش یاداشت کردن میگردن.
    ۱۴- کد رمز رو وارد میکنن.
    ۱۵- ۲دقیقه قسمت راهنمای دستگاه رو میخونن
    ۱۶- کنسل میکنن.
    ۱۷- دوباره کد رمز رو میزنن.
    ۱۸- کنسل میکنن.
    ۱۹- دوست پسرشون رو صدا میزنن که کد صحیح رو براشون وارد کنه.
    ۲۰- مبلغ درخواستی رو میزنن.
    ۲۱- دستگاه ارور (خطا) میده.
    ۲۲- مبلغ بیشتری رو درخواست میکنن.
    ۲۳- دستگاه ارور (خطا) میده.
    ۲۴- بیشترین مبلغ ممکن در خواست میکنن.
    ۲۵- انگشتاشون رو برای شانس رو هم میذارن.
    ۲۶- پول رو میگیرن.
    ۲۷- برمیگردن به ماشین.
    ۲۸- آرایششون رو توی آینه عقب چک میکنن.
    ۲۹- توی کیفشون دنبال سویچ ماشین میگردن.
    ۳۰- استارت میزنن.
    ۳۱- پنجاه متر میرن جلو.
    ۳۲- ماشین رو نگه میدارن.
    ۳۳- دوباره برمیگردن جلوی بانک.
    ۳۴- از ماشین پیاده میشن.
    ۳۵- کارتشون رو از دستگاه عابر بانک بر میدارن. (حواس نمی‌ذار برای آدم)
    ۳۶- سوار ماشین میشن.
    ۳۷- کارت رو پرت میکنن روی صندلی کنار راننده.
    ۳۸- آرایششون رو توی آینه چک میکنن.
    ۳۹- احتمالاً یه نگاهی هم به موهاشون میندازن.
    ۴۰- مندازن توی خیابون اشتباه.
    ۴۱- برمیگردن.
    ۴۲- میندازن توی خیابون درست.
    ۴۳- پنج کیلومتر میرن جلو.
    ۴۴- ترمز دستی رو آزاد میکنن )میگم چرا انقدر یواش میره)

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 3.0/5 (2 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 2 votes)
  15. مردی با دمپایی پاره نوشته است:

    خوشبحال مریم گلی. چقدر هوادار داره.. کاش من هم قهر میکردم. اونوقت سحر واسم گل میفرستاد. آه شب که محلم نمیزاره. اینهمه میرم وبلاگش و براش کامنت قشنگ میزارم اما نمیاد وبلاگم. مریم که هیچ.. اون خیلی خیلی از من بدش میاد.
    آه شب مطلبی که تو سایت گذاشتی خوندم خیلی قشنگ بود.
    آشفته .. دیگه اذیت مریم گلی نکن و گرنه میرم باهاش دوست میشم و خودم همیشه براش گل میفرستم

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 5.0/5 (1 vote cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: -1 (from 1 vote)
  16. مردی با دمپایی پاره نوشته است:

    سلام آه شب. من میتونم یک عکس تو این پست بزارم. شما چه جوری این عکس ها رو تو کامنت میزاری. تا حالا ندیده بودم تو کامنت این امکانات باشه. یه عکس دارم براتون ایمیل میکنم به اسم من منتشر کن. ممنونم

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: -1 (from 1 vote)
  17. آه شب نوشته است:

    سلام دمپایی پاره
    تو دیگه بچه ها رو تشویق به قهر نکن … اصلا قهری نبوده … به سوء تفاهم بوده …منم میام وبلاگت چرا نیام؟
    در مورد عکس شما نمی تونی تو کامنت عکس بزاری اما هر وقت خواستی بگو من یا آشفته برات این کارو میکنیم

    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: -1 (from 1 vote)
  18. مردی با دمپایی پاره نوشته است:

    عکس .. بدون شرح

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 5.0/5 (3 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 2 votes)
  19. مردی با دمپایی پاره نوشته است:

    با تشکر از دوست عزیزم آه شب که زحمت گذاشتن این عکس رو در سایت آشفته گذاشت

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  20. آه شب نوشته است:

    قابلی نداشت دمپایی پاره

    اما گیر دادی به دختراها!

    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  21. آ شـــفـته نوشته است:

    سلام
    ….
    آه شب فکر کنم کارت تو سایت زیاد شده. امیدوارم مردی با دمپایی پاره اذییت نکنه..
    کسی از مریم گلی خبری نداره؟

    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  22. آه شب نوشته است:

    ز اسماعیل جان تا نگذری مانند ابراهیم

    به کعبه رفتنت تنها نماید شاد شیطان را

    کسی کو روز قربان، غیر خود را می کند قربان

    نفهمیده است هرگز معنی و مفهوم قربان را . . .

    عید قربان بر شما مبارک

    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: +1 (from 1 vote)
  23. آه شب نوشته است:

    تنهـــایـــی همیـــــن اســــت
    تکــــرار نا منظــــم من بــــی تـــو…
    بــی آنـــکه بــدانـی برای تو نفـــس میکشـــــم

    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 5.0/5 (1 vote cast)
    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: +1 (from 1 vote)
  24. آ شـــفـته نوشته است:

    کاش باور داشتی در باورم ،
    از نگاه شاپرک زیبا تری ،
    با شکو هی مثل خورشید بزرگ ،
    از نسیم لاله بی همتا تری،
    کاش باور داشتی ای خوب من،
    آتشی سوزنده دارم از غمت،
    کاش می دانستی ای یکتای من،
    تا افق آسمان می خواهمت .

    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 5.0/5 (2 votes cast)
    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: +3 (from 3 votes)
  25. آ شـــفـته نوشته است:

    از کجا آغاز به گفتن داستان وسعت عظمت یک عشق کنم…
    داستان شیرین عشقی که دیرینه تر از دریاست…
    حقیقتی ساده درباره عشقی که او به من می بخشد…
    از کجا آغاز کنم ؟؟؟
    او با اولین سلامش، به دنیای خالیم معنا داد…
    هیچگاه دوباره عشق دیگری نخواهد بود..زمانی دیگر..
    او به زندگیم آمد و زندگی را زیبا ساخت..
    او قلبم را با چیزهای خاص پر می کند…
    با آوازهای فرشتگان ، با تصورات ناآرام..
    او قلبم را با عشقی بی نهایت پر می کند…
    چنانکه هر جا می روم با عشق او هیچگاه تنها نیستم…
    همراه با او مگر می توان تنها بود؟
    به سوی دست هایش دست دراز می کنم ، و او همیشه حاضر است…
    چقدر دوام دارد ؟
    اصلاً آیا می توان عشق را با ساعات روز اندازه گرفت؟
    اکنون جوابی ندارم، اما همین قدر می توانم بگویم که..
    می دانم به او نیاز دارم تا زمانی که ستارگان همه خاموش شوند..
    و او باقی خواهد بود ..

    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 5.0/5 (3 votes cast)
    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: +3 (from 3 votes)
  26. آه شب نوشته است:

    سلام آشفته
    شعر زیباییه …

    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  27. مریم گلی نوشته است:

    سلام به همه دوستای گلم
    سلاااام آشفته خوشحالم که آشتی کردی
    :)
    وااااااای آشفته خییییییییییلی گل قشنگیه مرسی
    چرا چند روز نبودی؟ چرا دوباره غیبت زده بود؟ کجا بودی؟
    آه شب مطلبی که گذاشتی قشنگ بود مرسی

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  28. مریم گلی نوشته است:

    اما همین قدر می توانم بگویم که..
    می دانم به او نیاز دارم تا زمانی که ستارگان همه خاموش شوند..
    و او باقی خواهد بود …

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  29. آه شب نوشته است:

    سلام مریم گلی
    چند روز سر نزدی باز داشتیم نگران میشدیم …
    مخصوصا بعد از اینکه آشفته با شاخه گل اومد سراغت واسه آشتی ولی باز تو نبودی …
    به هر حال خوشحالم که حالت خوبه :)

    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  30. مردی با دمپایی پاره نوشته است:

    مبارک باشه. آشتی .
    مریم گلی کجا بودی این مدت آشفته بدبخت خودشه واسه آشتی با توهلاک کرده بود.دلت واسه من تنگ نشده بود؟

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  31. مردی با دمپایی پاره نوشته است:

    عکس… بدون شرح. با تشکر از آه شب عزیز و دوست داشتنی

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: -1 (from 1 vote)
  32. مردی با دمپایی پاره نوشته است:

    تنهایی
    ——-
    هرگاه از شدت تنهایی ، به سرم هوس اعتمادی دوباره می زند ،
    خنجر خیانتی را که در پشتم فرو رفته
    در می آورم ، می بوسمش ،
    اندکی نمک به رویش می پاشم
    دوباره بر سر جایش می گذارم ،
    از قول من به آن لعنتی بگویید ،” خیالش تخت ”
    من دیوانه هنوز ، به خنجرش هم وفادارم !

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  33. آ شـــفـته نوشته است:

    سلام مردی با دمپایی پاره. خوبی . کامنت هات قشنگه. خوب با آه شب جور شدینا.

    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  34. آ شـــفـته نوشته است:

    سلااااااااااااااااااام مریم گلی.خوشحالم که دوباره اینجا میبینمت

    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  35. آه شب نوشته است:

    چشمان پرنده را که از او بگیرند پروازش بی نهایت می شود چشم هایم در دست توست بی نهایتم باش …

    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  36. آه شب نوشته است:

    نمیدانم کجایی.ولی جای خوبی از این قصه ایستاده ای.که هیچ گاه از حواس لحظه هایم،پرت نمیشوی

    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  37. آه شب نوشته است:

    بوی باران می دهی
    انگارباریده ای
    نمی دانم کجا اما،خدا میداند
    زمینش حاصل دیروز را مشغول چیدن است آیا
    یا تو را با دانه هایت بر زمین خیس میکارد
    باز من همچون کویری بی دریغ اینجا به لبخند تو می خندم

    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  38. آ شـــفـته نوشته است:

    آه شب چه کامنت های قشنگی گذاشتی

    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  39. مریم گلی نوشته است:

    سلام به همه
    آه شب، آشفته، مریم، سحر، دمپایی و همه
    خوبین همه؟
    چند روزی که نبودم
    بعدشم که یه سفر یکی دو روزه (آخر هفته) رفتم اصفهان و حالا هم در خدمت دوستان هستیم
    کامنت هاتون قشنگه همشونو خوندم بعضی هاشون رو یادداشت کردم

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  40. مریم گلی نوشته است:

    آرزویی کنید؛
    گوش های خدا پر از آرزوست و دست هایش پر از معجزه؛
    آرزویی کنید؛
    شاید کوچک ترین معجزه اش، بزرگ ترین آرزوی شما باشد.

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  41. آ شـــفـته نوشته است:

    سلام به همه دوستایی گلم این مطلب رو به شماها تقدیم میکنم
    ——————————————————-
    معنی و مفهوم تعداد شاخه های گل رز

    پیش از آنکه بخواهیم با اهدای چند شاخه گل رز کسی را تحت تاثیر قرار دهیم
    آیا با معنی و مفهوم تعداد شاخه های گل رز آشنایی داریم:

    ۱ شاخه گل رز : عشق در اولین نگاه ، تو یگانه ای ، تمام عشق استثنائیم از آن توست

    ۲ شاخه گل رز : عشق دو طرفه ، عمیقا عاشق شدن از هر دو سو

    ۳ شاخه گل رز : دوستت دارم

    ۶ شاخه گل رز : میخواهم مال تو باشم

    ۷ شاخه گل رز : با تو از خود بیخودم

    ۹ شاخه گل رز : عشق ابدی ، با هم تا زنده ایم

    ۱۰ شاخه گل رز: آخرشی

    ۱۱ شاخه گل رز: گنج منی ، کسی که در زندگی بیشتر دوستش دارم

    ۱۲ شاخه گل رز: همیشه با من باش ، پیوند خجسته و دو سویه

    ۱۳ شاخه گل رز: ستاینده ناشناس

    ۱۵ شاخه گل رز: براستی متاسفم ، مرا ببخش

    ۲۰ شاخه گل رز: مرا باور بدار ، صمیمانه در کنار توام

    ۲۱ شاخه گل رز: جانم بفدایت

    ۲۴ شاخه گل رز: در ۲۴ ساعات هر روز ، ناتوانم از نیندیشیدن بتو

    ۳۳ شاخه گل رز: از صمیم قلب « دوستت دارم »

    ۳۶ شاخه گل رز: لحظات عاشقانه مان را بیاد خواهم داشت

    ۴۰ شاخه گل رز: عشق من بتو خالص است

    ۴۴ شاخه گل رز : میثاق تغییر ناپذیر تا ابد

    ۵۰ شاخه گل رز: اینست عشق بدون پشیمانی

    ۵۶ شاخه گل رز : عشق من

    ۹۹ شاخه گل رز: تا زنده ام دوستت خواهم داشت ، عشق با درک و تفاهم آنرا جاودانه میسازد

    ۱۰۰ شاخه گل رز: با هم بودن برای یک قرن ، در کنار هم ماندن تا سنین پیری

    ۱۰۱ شاخه گل رز: یگانه شخص و تنها عشق منی

    ۱۰۸ شاخه گل رز: لطفاً با من ازدواج کن

    ۱۱۱ شاخه گل رز : عشق جاودان

    ۱۲۳ شاخه گل رز : عشق آزاد و بی قید و شرط

    ۱۴۴ شاخه گل رز : جاودانه ، روز و شب ، دوست داشتنت

    ۳۶۵ شاخه گل رز: امروز و هر روز از نیندیشیدن بتو ناتوانم ، هر روز بتو اندیشیدن ، هر روز دوستت دارم

    ۹۹۹ شاخه گل رز: عشق ازلی و ابدی

    ۱۰۰۱ شاخه گل رز : عشق صادقانه ، تا ابد

    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  42. مریم گلی نوشته است:

    جالب بود اما بعضی هاش معانی شبیه به هم داشت
    انگار ۴ شاخه و ۵ شاخه بی معنیه
    ;)

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  43. آ شـــفـته نوشته است:

    خوب .اول سلام. دوم اینکه من باز معذرت میخوام که ناراحتت کردم. و بعد اینکه خوشحالم دوباره با این روحیه خوب میبینمت. نمیدونستم رفتی اصفهان. به کسی نگفتی و بیخبر بودواسه همین همه دوستان از نبودنت نگران شدن. شما دوتا مریم ها باید یک در میون غیبتون بزنه و کلی نگرانتون بشیم.حالا که تو هستی مریم نیست. من و آه شب مدام باید یه فانوس برداریم و دنبال شما دوتا بازیگوش بگردیم.
    حالا ۴ شاخه و ۵ شاخه گل رو بیخال شو.. باشه. بزار اه شب بیاد و بگه۴و ۵ گل چه معنی میده.

    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  44. آه شب نوشته است:

    سلام مریم گلی
    همیشه به سفر … امیدوارم خوش گذشته باشه

    آشفته راست میگه … یکی در میون با مریم غیبتون میزنه
    به نظرم یک شاخه رز بهترین معنی رو میده … اینکه شماره ۴ و۵ نداره .بعضی دیگه از شماره ها رو هم که نداره … یعنی اگه ۴ شاخه گل به کسی بدیم هیچ معنی نداره یا ۵ تا یا ۱۴ تا؟یعنی چی اونوقت؟؟؟

    واااااااااای اینجا چه بارونی گرفته … به به

    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  45. آه شب نوشته است:

    معنی رنگ رزها

    – رز قرمز : رز قرمز کم رنگ به نشانه ” دوستت دارم” می باشد و رز قرمز پر رنگ به معنی زیبایی بی انتهاست.

    – رز زرد : امروزه رز زرد به معنی شادی و خوشحالی می باشد ولی در گذشته این رنگ رز معنی کاهش میزان علاقه و وفاداری را داشت.

    – رز سفید : رز سفید به معنی عشق روحانی و پاک است و در دسته گل عروس به معنی احساس عاشقانه شادی آور می باشد.

    – رز ارغوانی : این رز به معنی تمایل و اشتیاق فرد به طرف مقابل است.

    و رز نارنجی به معنی “من فریفته و دلباخته تو هستم” می باشد.

    – رز معطر : بدین معنی است که عشق در نگاه اول بوجود آمده است.

    – رز صورتی : رز صورتی کم رنگ به معنی تحسین ، ستایش ، وقار و شایستگی و زیبایی می باشد و رز صورتی پر رنگ به معنی تشکر از طرف مقابل است.

    – به طور کلی تمام رزهای کم رنگ به معنی دوستی با طرف مقابل می باشند.

    ● ترکیب رنگهای مختلف رز در یک دسته گل
    – ترکیب رز زرد و قرمز در یک دسته گل به معنی” تبریک ” در هر مناسبتی می باشد.

    – ترکیب رز زرد و نارنجی در یک دسته گل به معنی علاقه زیاد به طرف مقابل است.

    – ترکیب رز قرمز و سفید به معنی یگانگی و اتحاد با طرف مقابل می باشد.

    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  46. آ شـــفـته نوشته است:

    سلام مریم گلی. خوبی. ببخشید بعضی سوال های شما رو نمیشه جواب داد.در رابطه با کشفیاتت میگم
    —————————————–
    اصفهان رفتی بهت خوش گذشت. من دلم برای اصفهان تنگ شده.

    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 5.0/5 (1 vote cast)
    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  47. مریم گلی نوشته است:

    اینجا چه گل بارون شده
    :)
    راستی می دونین گل مریم نشانه چیه؟
    من شنیدم گل مریم نشانه صداقته
    من عاشق گل مریم و رز قرمزم اگه خواستین برام گل بفرستین یه دسته گل از مریم و رز قرمز بفرستین مریمش هم یه دونه باشه به نشونه این که من یکی یه دونه ام و لنگه ندارم
    ;)
    دیگه دارین بالا میارین بس که از خودم تعریف کردم. مگه نه؟
    :D

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  48. مریم گلی نوشته است:

    راستی یه چیزی کشف کردم (امشب بیخوابی زده به سرم هی کشفیاتم داره زیاد می شه)
    دقت کردین توی این سایت هر کسی یه آیکون مختص به خودش داره با یه زنگ خاص؟
    آیکن من رنگش سبزه
    آیکن آشفته رنگش آبی فیروزه ایه (فکر کنم پارتی بازی کرده برا خودش یه رنگ خوشرنگ برداشته)
    آیکن آه شب نارنجیه
    آیکن دمپایی پاره ارغوانیه
    آیکن مریم آبی رنگه (فکر کنم مریم استقلالی باشه ;) )
    آبکن سحر سورمه ایه
    و یه چیز جالب تر:
    آیکن فرحناز و پرستو عین همه و سبز پررنگه!!!
    چرا آیکن این دو نفر عین همه؟؟؟؟؟
    نکنه این دو تا یک نفرن؟؟؟!!!!
    عجب ماجرایی شد این بی خوابی ما!!!
    من رفتم بخوابم تا یه ماجرای دیگه پیدا نشده
    :D

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  49. سحر نوشته است:

    سلام سلام سلام
    من بازم اومدم
    دلم واسه همتون تنگ شده بود مخصوصا بعضیها …
    منم رز میخوام کدوم رنگش و چند تا شاخه اصلا مهم نیست
    فقط رز میخواااااااااااااااااااااااااااااااااام
    خیلی کار دارم این روزا
    خیلی هم خسته هستم و کم خوابیدم
    جوجه کوچولوم مریض بود کلی بیخوابی کشیدم
    مطالبی که گذاشتید همش عالی بود دست همتون درد نکنه خستگیم کم شد
    روزهای خوبی داشته باشید

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  50. آه شب نوشته است:

    سلام

    سحر خانم امیدوارم کوچولو خوب شده باشه

    مریم گلی بیخوابی به سرت میزنه به چه چیزایی فکر می کنیا … فرحناز و سحر دو نفرن ولی یه علتی داره که آیکن اونا یه رنگه من فقط همین قدر می تونم بگم …توضیحات بیشترو آشفته باید بگه

    مریم گلی تو خودت گلی ….چه گل مریم چه گل رزباهات برابری نمی کنه

    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  51. مردی با دمپایی پاره نوشته است:

    سلام. خوبی. اینجا یجوری شده.. 

     

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  52. مریم گلی نوشته است:

    سلام به همه
    آه شب مرسی بابت این همه تعریفت
    :)
    دمپایی پاره اینجا چه جوری شده؟
    سحر خانوم خسته نباشی من هم کم کم دارم وارد یه فشار شدید کاری می شم.
    می گما آه شب و آشفته شما دو تا خیلی مشکوک حرف می زنین ها
    خب معلومه دیگه این آیکن ها مربوط به کامپیوترهاییه که هر کی باهاش آن می شه (احتمالا) و اون دو نفر احتمالا از یه کامپیوتر آن می شن
    چطوره هوشم؟
    ;)
    آها نباید می گفتم؟
    :)

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  53. آ شـــفـته نوشته است:

    مریم گلی. هوش شما حرف نداره. قبول .در این مورد یه کامنت خصوصی بهت میدم

    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 5.0/5 (1 vote cast)
    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  54. مریم گلی نوشته است:

    اصفهان هم بد نبود آشفته حان
    هر چند به گشت و گذار که نرسیدیم رفته بودیم دیدن اقوام

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  55. سحر نوشته است:

    سلام سلام سلام به همگی
    روزهاتون شاد شاد شاد
    دوستای گلم همه خوبید؟
    به همتون خوش بگذره هرجا که هستید و مشغول هر کاری
    مردی با دمپائی پاره میتونم جواب سوالتونو بدم که چرا اینجا یه جوری شده
    چون چند وقته کمتر میام صفا نداره درسته ؟
    آشفته نظرت چیه؟
    وااااااااااااااای بهتر حرف نزنم

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  56. آه شب نوشته است:

    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  57. مردی با دمپایی پاره نوشته است:

    سلام دوست خوش اخلاق و مهربونم سحر. خوبی. دلت برای من تنگ شده . میدونم . اما اینجا نمیتونی بگی..
    آه شب بابت همه زحماتی که بهت دادم تشکر میکنم. تو چقدر مهربونی. حیف این که تو دوست آشفته هستی. کاش دوست خودم میشدی .

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  58. آه شب نوشته است:

    سلام دمپایی پاره

    بعضیها چه جلوی پای خودشون بلند میشن … نه سحر؟

    من کاری نکردم دمپایی پاره … وظیفم بود

    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  59. مردی با دمپایی پاره نوشته است:

    ببینید ..کسی از اینکه سحر دلش برای من تنگ میشه حسودی نکنه. قابل توجه بعضی ها….
    آه شب باز برام عکس تو سایت میزاری. من برات ۲تا عکس ایمیل کردم.

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  60. مردی با دمپایی پاره نوشته است:

    عکس از من.. زحمت منتشر کردنش با آه شب عزیز و دوست داشتنی
    …. بدون شرح

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  61. آه شب نوشته است:

    ما که ندیدیم کسی مستقیم بگه که دلش برا بعضیها تنگ شده …
    آقای دمپایی پاره باید فکر کنم نه اینکه حسودی میکنم !!! ببینم میشه عکس گذاشت یا نه!

    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  62. مردی با دمپایی پاره نوشته است:

    آه شب . بزار تو سایتتون یه دوست دختر خوب داشته باشم که انگیزه پیدا کنم و همیشه بیام. باشه. کمکم کن کسی اذییتم نکنه. باشه عزیز

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  63. آه شب نوشته است:

    دمپایی پاره لطفا منو قاطی این قضیه نکن … خودت میدونی … اگه کسی هم میخواد باهات دوست بشه خودش میدونه … به من ربطی نداره آخه

    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  64. مردی با دمپایی پاره نوشته است:

    مرسی آه شب. تو خیلی خوب و خوب و جیگی هستی

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  65. مردی با دمپایی پاره نوشته است:

    تو از من چی دیدی که تو زندگیت
    منو با این همه ، خاطره خط زدی
    منی که با همه خستگی از خودم
    میکردم رو دیوار عکسمو خط خطی

    کدوم حرف من سینه تو شکافت
    که بازم خنجر عشق تو ، دست زدی
    دوباره زل زدی تو چشمام
    چرا هدیه ی ، عشقمو پس زدی

    نگاه کن ، اسیر نگاهت شدم
    نه هرگز ، به پای هوس نیست
    حقیقت داره که چشمای تو
    واسه من شده همون تابلوی ایست

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  66. مردی با دمپایی پاره نوشته است:

    تا حالا شده به کسی برسی که انگار سال ها به دنبالش بودی

    تا حالا شده به یه فرشته ی نجات بر بخوری ؟

    تا حالا شده به کسی برسی که انگار سال ها به دنبالش بودی

    تا در کنارش به آرامش برسی ؟ آرامشی وصف ناپذیر .

    آرامشی که از نبودنش بترسی .

    اون موقعس که آنچنان دلتنگش می شوی که عین دیوونه ها

    از یه لحظه نبودنش می ترسی .

    اون موقع که دلت می خواد …

    ثانیه به ثانیه ی زندگیت رو در کنارش باشی .

    اون موقع که لحظه به لحظه در نبودنش دلت براش تنگ می شه .

    اون موقع که پای تلفن دلت می خواد به صداش گوش بدی .

    حتی اگه حرفی برای گفتن نداشته باشی

    گوشی رو نگه می داری که به…

    صدای نفس کشیدنش گوش بدی و …

    از صدای دم و بازدمش آرامش بگیری

    اون موقع که اسم دیوونه رو روت می زارن

    و با نگاه های مملو از تمسخر

    نگات می کنن و سعی می کنن خوردت کنن .

    اون موقع که وقتی تو تنهایی بهش فکر می کنی آنچنان تپش قلبی

    می گیری که احساس می کنی الانه که قلبت بیفته جلوی پات .

    به همین سادگی …

    حالا فهمیدی چرا دلم برات تنگ می شه…

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  67. مردی با دمپایی پاره نوشته است:

    نمیــــفروشــــــــم​..!!!!

    ——————-

    درد تنهایـــــــــی کشیـــــــــــــــــــــد ن،

    مثلِ کشیدنِ خطهایِ رنگی روی کاغذِ سفـــــــــید،

    شاهکاری میسازد به نامِ دیوانــــــــــگی…!

    و من این شاهکــــارِ را به قیمتِ همهٔ فصلهایِ قشنگِ زندگیم خرید ام…

    تو هر چه میخواهـــــــــی مـــــــرا بخوان….

    دیوانـــــه، خود خــــواه،بی احساس……………..
    نمیــــفروشــــــــم​..!!!!

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  68. آه شب نوشته است:

    دمپایی پاره جیگی یعنی چی؟ از کدوم فرهنگ لغت درش آوردی؟

    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  69. مردی با دمپایی پاره نوشته است:

    آه شب روم نمیشه الان بهت بگم جیگی من یعنی چی. از مریم ها و سحر سوال کن بهت میگند. باشه

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  70. مردی با دمپایی پاره نوشته است:

    وقتی یه آبانی غم داره یک کوه درد داره .

    یک آبان ماهی در بروز اشک….

    حتی زمانی که مشکلات روزگار امانش را میبرد

    <>

    او آنچنان است که در جمع رقیبان نگرید

    و بغض را ببلعد

    و خویشتن دار باشد

    اما شب هنگام که در خلوتش فرومیرود….

    چنان گرید که تو گویی نظامی این شعر را در وصف او سروده …

    “ندانم کز چه خیزد این همه اشک

    که چندیـن آب در دریــا نگنجد ”

    انفجار بغض فرو خفته یک آبانی , شبهای تنهایی اوست.

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  71. مردی با دمپایی پاره نوشته است:

    آدم باید یکی رو داشته باشه
    تا هر وقت خسته و داغونه
    ازش نپرسه چرا
    دستش رو بگیره و بگه :
    بلند شو بریم یه دور بزنیم
    دوست ندارم این شکلی ببینمت…

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  72. مردی با دمپایی پاره نوشته است:

    کاش فقط یک نفر بود
    که وقتی بغض می کردم
    بغلم می کرد و می گفت :
    گریه کنی می کشمتا…

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  73. مردی با دمپایی پاره نوشته است:

    راننده پراید بزن بغل.
    خواهرتونن؟
    – نه.
    خانومتونن؟
    – نه.
    اصلا نسبتی دارین؟!
    – نه!
    به هر حال خیلی به هم میاین! کاش با هم ازدواج کنین! بچه تون خوشگل میشه!!
    “گشت ارشاد، طرح افزایش جمعیت”

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  74. مردی با دمپایی پاره نوشته است:

    ﻭﻗﺘﯽﺑﺎ BF ﻳﺎ GF ﺑﻬﻢ ﻣﯿﺰﻧین, ﻧﻪ ﺣﺮﺹ ﺑﺨﻮﺭین…ﻧﻪ ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﺷین…ﻧﻪ فُش بدین! …ﺑﺰﺍﺭین ﺑﺮﻩ…ﻓﻘﻂ ﺩﻭﺳﺎﻋﺖ بعد بهش اس بده:
    داری یه چند تا SmS عاشقونه بفرس لازم دارم!!!

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  75. مریم نوشته است:

    سلام دوستان گلم با یه غذای جدید در خدمتم.

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  76. آه شب نوشته است:

    دمپایی پاره فکر نکنم مریم ها وسحر هم معنی کلمه جیگی رو بدونن

    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  77. سحر نوشته است:

    سلام سلام سلام
    آه شب خوبی عزیزم؟
    مریم ها ، آشفته ، و …
    مرد دمپائی پاره خوبی؟؟
    منم نمیدونم جیگی یعنی چی
    اینجا همه با هم دوستیم
    دور یا نزدیک
    همتونو دوست دارم مخصوصا بعضیها

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  78. آه شب نوشته است:

    سلام سحر جون
    این بعضیها کیه که دلت براش تنگ میشه و به طور مخصوص هم دوستش داری؟!! مشکوک شدی،ها؟ زود بگو

    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  79. آه شب نوشته است:

    سلام بچه ها یه معما دارم

    یک مرد سیاه پوست که سر تا پا سیاه پوشیده بود(کت سیاه،شلوار سیاه،جوراب سیاه ،کفش سیاه و …) داشت از وسط یک کوچه ای که تمام چراغهاش خاموش بود رد میشد، یک ماشینی که اونم چراغهاش خاموش بود اومد تو کوچه همین که رسید به آقاهه فهمید باید وایسه و زد روی ترمز.چطوری؟!

    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 5.0/5 (1 vote cast)
    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  80. مریم گلی نوشته است:

    سلام به همه دوستای گلم
    آشفته (که البته یه مدته خبری ازش نیست و من نمی دونم چرا اخیرا زیاد غیبش می زنه)؛ آه شب، مریم،سحر،مرد دمپایی پاره (که ظاهرا بدجوری عاشق شده)
    امیدوارم همتون خوب و خوش و سلامت باشین
    آه شب من هم معنی جیگی رو نمی دونم
    مرد دمپایی پاره انگار بدجوری حالت خرابه ها؛ ان شاءالله همین روزا یکی که دستتو بگیره ببره بیرون تا دلت واشه رو پیدا کنی
    اون مطلبی رو که در مورد دلتنگی نوشتی خیلی دوست داشتم، من هم یه کسی هست توی زندگیم که همین جوری دوسش دارم . اون مطلبی که عنوانش نمیفروشم بود و اون مطلبی که در مورد آبانی ها نوشتی رو هم دوست داشتم
    آه شب جواب معمات این نیست که طرف می خنده از رو سفیدی دندوناش راننده می فهمه و می زنه رو ترمز؟
    آشفته پس کجایی؟

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  81. آه شب نوشته است:

    سلام مریم گلی
    منم با تو در مورد دم پایی پاره موافقم … جدیدا حس دلتنگیها تو سایت زیاد شده
    مریم گلی جان جوابت در مورد معما اشتباهه … ببینیم بقیه چه جوابی دارن
    راستی خودتم با مریم کم پیدا هستیدا!دلمون تنگ میشه براتون

    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  82. آ شـــفـته نوشته است:

    چقــدر دلتنــگ حضــورت هستــم! کــاش تصــویــرت، نفــس مــی کشیــد…

    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  83. آ شـــفـته نوشته است:

    سلام به دوستان خیلی خوب و مهربونم
    خوبی مریم و مریم گلی. یه مدت کاره اداری من زیاد شده و شب زود میخوابم. واسه همین کمتر میام نت اما دلم پیش شما خوبان هست.
    سحر دلم میخواهد الان تو شهرتون بودم . بهترین آب و هوا رو دارین. اینجا تا الان کولر روشن هست. اما ساحل دریا که بری مخصوصا غروب به بعد هوای باحالی داره جون میده واسه پیادروی. خونه فرحناز نزدیک ساحل هست . باباش ناخداست .اگه مردی با دمپایی … بدونه حتما به فرحناز گیر میده.
    مریم این چیه تو وبلاگت گذاشتی. آدمو دیونه میکنه. یه غذایی چینی با مرغ…
    من عاشق ته دیگ این غذایی چینی هستم. نخند….
    مریم گلی خیلی با دمپایی پاره جور شدی یا. اگه سحر بفهمه حسودیش میشه.
    آه شب . این دیگه چه معمایی هست. به نظر من راننده ماشینه فکر میکنه جن دیده و میزنه رو ترمز.
    شاید هم تبلیغ روغن ترمز باشه…همونایی که تو پیام بازرگانی شبکه ۳میزاره.

    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  84. آه شب نوشته است:

    سلام به همه دوستان
    آشفته چه عجب … تعطیلات آخر هفته رو خوب استراحت کن …. فکر کنم این دفعه دیگه بری ماهیگیری … منم دریا میخوامممممممم
    آشفته یه کم جدی تر در مورد معما فکر کن … دارم از هوش بچه های این سایت نا امید میشماااااااا

    آشفته سحر جون حسودی کنه؟در مورد دمپایی پاره؟

    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  85. آه شب نوشته است:

    سوختن با تو به پروانه شدن می ارزد
    عشق این بار به دیوانه شدن می ارزد
    گرچه خاکسترم و همسفر باد ولی
    جستجوی تو به بی خانه شدن می ارزد

    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  86. آ شـــفـته نوشته است:

    سلام. عید غدیر به همه دوستایی عزیزم تبریک میگم مخصوصا مریم خانم که از خانواده سادات هست.
    این مطلب در مورد عید غدیر تقدیم به شما عزیزان
    جشن عید غدیر در ایران
    عید غدیر بعد ازعید باستانی نوروز مهمترین و با ارزش ترین عید در نزد مردم ایران است. شور و حال وصف ناپذیری که در این عید وجود دارد در اعیاد دیگر همچون فطر و قربان دیده نمی شود و دلیل آن همانطور که بیان شد به خاطر عشق و علاقه ای است که مردم ما به حضرت علی بن ابیطالب (ع) دارند.

    رسم بر آن است که صبح روز عید، مردم به دیدار و دست بوسی سادات و ذریه امیرالمومنین (ع) می روند و ادای احترام به سادات می نمایند و سادات نیز ضمن پذیرائی با شربت و شیرینی و اهداء هدیه ای به رسم یاد بود از مهمانان قدردانی می نمایند.

    بازار جشن و سرور و عروسی نیز در این روز بسیار پر رونق است و علاوه بر آن در این روز، خانواده نوعروس و تازه داماد هدایایی به زوج تازه میدهند و در بعضی از مناطق، این هدایا با آداب و رسوم خاصی تهیه و تقدیم میشود. به خصوص اگر یکی یا هردو آنها سید باشند، مراسم مهمتر و با شکوهتر خواهد بود.

    در این روز مردم بهترین و زیباترین لباسهای خود را می پوشند، خود را معطر به بهترین عطرها می نمایند و با چهره ای خندان و شادمان به دید و بازدید میپردازند.در این روز افراد بسیاری روزه می گیرند و به مومنین قرض و اطعام می دهند.

    مردم اعتقاد دارند پولی که به عنوان هدیه از سادات گرفته اند نباید خرج نمایند بلکه به عنوان تبرک و برکت در نزد خود نگهداری کنند.

    در شب عید غدیر در مساجد و حسینیه ها مراسم جشن و سرور و مولودی خوانی برپاست. همچنین در منازل سادات و علما نیز مداحان و شاعران در وصف مولا علی (ع) و غدیرخم مولودی خوانی می نمایند. سادات نیز چند روز مانده به عید غدیر خم اقدام به خانه تکانی و گردگیری منازل خود می کنند و خود را آماده پذیرایی از مهمانان آماده کنند.

    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  87. آه شب نوشته است:

    نه فقط بنده به ذات ازلی می نازد
    ناشر حکم ولایت به ولی می نازد
    گر بنازد به علی شیعه ندارد عجبی
    عجب اینجاست خدا هم به علی می نازد

    سلام
    منم عید غدیر رو تبریک میگم
    و براتون آرزوی شادی دارم …

    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  88. مریم نوشته است:

    سلام به همه
    جناب آشفته چه خوب در مورد عید غدیر نوشتی برا من که عید غدیر از عید نوروز هم مهمتره مردم این چند روز ازبس خونه تکونی کردم.عید همه تون مبارک
    امشبم مهمون داشتیم برا همین دیر اومدم
    آه شب عزیز مرسی بابت ایمیل خوشمزه ات کلی هوس کردم .خیلی عالی و زیبا بود من منتظر بقیه اش هستم تا تو یه پست به اسم خودت بذارم.
    جناب آشفته شما هم عکسهای آشپزیتو برام بفرست به اسم خودت تو وبلاگم می ذارم
    والا به خدا
    از بس کار کردم این چند روز حسابی زده به سرم مگه نه؟

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  89. مریم نوشته است:

    راستی عید تون پیشاپیش مبارک .

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  90. آه شب نوشته است:

    سلام مریم جون
    خسته کار نباشی
    خوشحالم خوشت اومده .. حتما بقیه دستورا رو هم امتحان میکنم عکسشو برات می فرستم …
    عید تو هم مبارک باشه …

    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  91. مریم گلی نوشته است:

    سلام به همه دوستای گلم
    عید همتون مبارک
    ممنون آه شب عزیز که توی وبم تبریک گفتی

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)

نظر یا دیدگاه خود را بنویسید