تبلیغات

آمار بازدید

کاربران آنلاین: 1
بازدید امروز : 177
بازدید دیروز : 227
بازدید این هفته : 177
بازدید این ماه : 9394
کل بازدیدها : 703514

تولد ۲۱ آذر

 

 

 

به مناسبت۲۱ آذر سالروز تولد احمد شاملو

 

احمد شاملو (زاده ۲۱ آذر، ۱۳۰۴ در تهران؛ در خانهٔ شمارهٔ ۱۳۴ خیابان صفی‌علیشاه – درگذشته ۲ مرداد ۱۳۷۹ فردیس کرج) شاعر، نویسنده، فرهنگ ‌نویس، ادیب و مترجم ایرانی است. آرامگاه او در امامزاده طاهر کرج واقع است. تخلص او در شعر الف. بامداد و الف. صبح بود.

شهرت اصلی شاملو به خاطر شعرهای اوست که شامل اشعار نو و برخی قالب‌های کهن نظیر قصیده و نیز ترانه‌های عامیانه‌ است. شاملو تحت تأثیر نیما یوشیج، به شعر نو (که بعدها شعر نیمایی هم نامیده شد) روی آورد اما پس از چندی در بعضی از اشعار منتشر شده در هوای تازه – و سپس در اکثر شعرهایش – وزن را به طور کلی رها کرد و به‌صورت پیشرو سبک جدیدی را در شعر معاصر فارسی گسترش داد. از این سبک به شعر سپید یا شعر منثور یا شعر شاملویی یاد کرده‌اند. بعضی از منتقدان ادبی او را تنها شاعر موفق در زمینه شعر منثور می‌دانند.
شاملو علاوه بر شعر، کارهای تحقیق و ترجمه شناخته‌شده‌ای دارد. مجموعه کتاب کوچه او بزرگ‌ترین اثر از مطالعه روی فرهنگ عامیانه مردم ایران می‌باشد. آثار وی به زبان‌های: سوئدی، انگلیسی، ژاپنی، فرانسوی، اسپانیایی، آلمانی، روسی، ارمنی، هلندی، زاگربی، رومانیایی، فنلاندی، ترکی ترجمه شده‌است.

 

تولد و سال‌های پیش از جوانی
احمد شاملو در ۲۱ آذر ۱۳۰۴ در خانه شماره ۱۳۴ خیابان صفی علیشاه تهران متولد شد. پدرش حیدر نام داشت که تبار او به گفته شاملو در شعری از مجموعه‌ی مدایح بی‌صله، به اهل کابل برمی‌گشت؛ مادرش کوکب عراقی است. دوره‌ی کودکی را به خاطر شغل پدر که افسر ارتش بود و هرچند وقت را در جایی به مأموریت می‌رفت، در شهرهایی چون رشت و سمیرم و اصفهان و آباده و شیراز گذراند. (به همین دلیل شناسنامهٔ او در شهر رشت گرفته شده‌است و محل تولد در شناسنامه رشت نوشته شده‌ است.)

دوران دبستان را در شهرهای خاش و زاهدان و مشهد گذراند و از همان دوران اقدام به گردآوری مواد فرهنگ عامه کرد. دوره دبیرستان را در بیرجند و مشهد و تهران گذراند و سال سوم دبیرستان را در دبیرستان ایرانشهر تهران خواند و به شوق آموختن دستور زبان آلمانی در سال اول دبیرستان صنعتی ثبت‌نام کرد. در اوایل دهه ۲۰ خورشیدی پدرش برای سر و سامان دادن به تشکیلات از هم پاشیده ژاندرمری به گرگان و ترکمن‌ صحرا فرستاده شد. او همراه با خانواده به گرگان رفت و به ناچار در کلاس سوم دبیرستان ادامه تحصیل داد. در آن هنگام در فعالیت‌های سیاسی شمال کشور شرکت کرد و بعدها در تهران دستگیر شد و به زندان شوروی در رشت منتقل گردید. پس از آزادی از زندان با خانواده به رضائیه (ارومیه) رفت و تحصیل در کلاس چهارم دبیرستان را آغاز کرد. با به قدرت رسیدن پیشه‌وری و جبهه دموکرات آذربایجان به همراه پدرش دستگیر می‌شود و دو ساعت جلوی جوخه آتش قرار می‌گیرد تا از مقامات بالا کسب تکلیف کنند. سرانجام آزاد می‌شود و به تهران باز می‌گردد و برای همیشه ترک تحصیل می‌کند.

 

تنها
اگر دمی

کوتاه آیم از تکرار ِ این پیش ِ پا افتاده‌ترین سخن که «دوست‌ات
می‌دارم»
چون تندیسی بی‌ثبات بر پایه‌های ماسه
به خاک درمی‌غلتی
و پیش از آن‌که لطمه‌ی درد درهم‌ات شکند
به سکوت
می‌پیوندی.

پس، از تو چه خواهد ماند
چون من بگذرم؟
تعویذ ِ ناگزیر ِ تداوم ِ تو
تنها
تکرار ِ «دوست‌ات می‌دارم» است؟
با این همه
بغض‌ام اگر بترکد… ــ
نه
پَرّ ِ کاهی حتا بر آب نخواهد رفت
می‌دانم
!

 

 

VN:F [1.9.22_1171]
Rating: 0.0/10 (0 votes cast)
VN:F [1.9.22_1171]
Rating: 0 (from 0 votes)

۱۲ نظر یا دیدگاه برای “تولد ۲۱ آذر”

  1. آه شب نوشته است:

    سلام آشفته
    چه شعر زیبایی از شاملو گذاشتی …. من شعرهای شاملورو خیلی دوست دارم …
    روز تولدشان گرامی باد …

    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  2. آه شب نوشته است:

    تو راصداکردم،
    درتاریکترین شبهادلم صدایت کرد
    وتو با طنین صدایم به سوی من آمدی
    وشبم پرستاره شد(شاملو)

    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  3. آه شب نوشته است:

    یه سلام گرم به دوستان عزیزم
    مریم جون ،مریم گلی که واقعا گله،سحر نازنین،فرحناز کم پیدا وپرستو و مرد دمپایی پاره که با سر نزدنش سنگ تموم گذاشته
    امیدوارم حالتون خوب باشه …. این شعر شاملو تقدیم به شما:
    زان لحظه که دیده بررخت واکردم
    دل دادم وشعر عشق امضاء کردم
    نی نی غلطم،کجا سرودم شعری
    تو شعرسرودی و من امضاء کردم

    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: +1 (from 1 vote)
  4. مریم گلی نوشته است:

    سلام آشفته ممنون از پست خیلی خوبت
    سلام آه شب ممنون از کامنت های قشنگت
    .
    .
    .
    تو شعر سرودی و من امضا کردم…

    سلام به همه دوستای گلم؛ مریم، سحر، فرحناز، پرستو، مرد دمپایی پاره
    امیدوارم همتون خوب و خوش و سرحال باشین

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  5. مریم نوشته است:

    سلام به همه
    جناب اشفته، آه شب عزیز ، مریم گلی خوبم و بقیه بچه ها و همچنین دم پایی پاره مفقود الاثر ( برا شادی روحش صلوات)
    جانم براتون بگه سرما خوردم در حد تیم ملی از شنبه تا حالا هم اصلا نرفتم سر کار .کلا همه جا غایب بودم ممنون که به فکرم هستین

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  6. مریم گلی نوشته است:

    مریم جون ایشالله حالت خیلی زود زود خوب شه

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  7. آه شب نوشته است:

    سلام بچه ها
    آخی مریم … نازززززززززززززی …
    تو هم که مثل آشفته سرما خوردی … البته نمی دونم سرماخوردگی آشفته در حد تیم ملی هست یا نه؟ امیدوارم هر دوتون زود خوب بشید.

    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  8. مریم گلی نوشته است:

    آشفته تو هم مگه سرما خوردی؟!
    مواظب خودت باش حسابی؛ زود زود خوب شی ها؛ باید بیای یه عالمه کامنت خوشگل بذاری برامون
    :)

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  9. آه شب نوشته است:

    سلام دوستان گلم
    خوبید؟
    مریم بهتر شدی؟
    بیماری آشفته که شدید بوده … امیدوارم هر دوتون خوب شده باشید و زود بیاید پیشمون.

    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  10. آه شب نوشته است:

    قرارمان باران بود
    ساعت دلدادگی
    کنار عشق
    یادت هست ؟
    من آمدم
    باران هم
    و رنگین کمان
    برای عشق
    تمام قطره ها را
    در انتظارت قدم زدم
    و خیابان را
    تا تمام شهر
    به جستجوی تو بودم
    تو امّا نیامدی
    نمی دانم اشک بود یا باران
    چیزی بر گونه ام سر می خورد
    و روی کفش هایم می چکید
    که می گفت
    تو در خواب من جا مانده ای
    و من

    چشم هایم را
    به ملاقات آورده بودم
    همیشه
    این گونه از رؤیای تو
    تنها
    به خانه بر می گردم

    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 5.0/5 (1 vote cast)
    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: +1 (from 1 vote)
  11. آه شب نوشته است:

    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 5.0/5 (1 vote cast)
    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: +1 (from 1 vote)
  12. مریم نوشته است:

    سلام به همگی خوبم آه شب عزیز ممنون که به فکرمی.
    هر چی تمام عمرم با آمپول و سرم رابطه ای نداشتم این هفته خیلی با هم همراه بودیم . خیلی مواظب خودتون باشین این ویروسه خیلی پدر سوخته اس.

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)

نظر یا دیدگاه خود را بنویسید