تبلیغات

آمار بازدید

کاربران آنلاین: 3
بازدید امروز : 307
بازدید دیروز : 1007
بازدید این هفته : 3352
بازدید این ماه : 8221
کل بازدیدها : 735677

لبخند درمانی

دلیل اینکه نمی خندید آن نیست که پیر شده اید ، شما پیر می شوید چون نمی خندید (لوییز هی)

وینیوم فیزیولوژیست فرانسوی معتقد است وقتی عضلات صورت حرکت داده می شود مکانیزم های هورمونی در مغز شروع به فعالیت می کند.عضلات مختلف صورت که برای لبخند زدن، نشان دادن خشم و … به کار می روند همگی در ارتباط با فرستنده های عصبی در مغز هستند.این فرستنده ها به تمام بدن پیامهای شیمیایی می فرستند.لبخند زدن بر روی این هورمونها اثر مثبت می گذارند در حالیکه دیگر حالات صورت اثر منفی بر روی این هورمونها دارند و حالات چهره واقعا تاثیر عمیقی در چگونگی تفکر واحساس ما دارند.

لبخند زدن نقش بزرگی در تقویت سلامت ما دارد.حتی اگر در درون خور احساس بدبختی داریم باید به لبخند زدن ادامه دهیم وبه سیستم بدن خود یاری کنیم تا ساکن وآرام بماند،

زیرا ذات زندگی شادی است!

یک مثل انگلیسی می گوید: خدا به مردم عاقل می خندد ومردم عاقل هم در جواب خدا لبخند می زنند.

اما از یاد نبریم قانون طلایی خنده را که می گوید:

همیشه با دیگران بخندیم وهرگز به دیگران نخندیم!

ضرر نمی کنی،از هم اکنون لبخند زدن را امتحان کن.

فراموش نکن همین لحظه را،اگر گریه کنی یا بخندی بالاخره می گذرد، امتحان کن!

جان کلام:  یکی از راههای تقرب به درگاه خداوند،شادی است.

VN:F [1.9.22_1171]
Rating: 0.0/10 (0 votes cast)
VN:F [1.9.22_1171]
Rating: 0 (from 0 votes)

۲۵ نظر یا دیدگاه برای “لبخند درمانی”

  1. آه شب نوشته است:

    سلااااام به دوستان عزیزم
    نماز وروزه هاتون قبول درگاه حق
    از همگی التماس دعا دارم …
    امیدوارم همیشه لبخند به روی لبهاتون باشه ….
    شااااد باشید

    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  2. آ شـــفـته نوشته است:

    سلام آه شب خوبی. خیلی مطلب جالبی گذاشتی. ممنونم . اینشالله هر چه زود تر اینترنت خونه تون زود وصل شه و همیشه اینجا ببینمت
    فرحناز من یه مدتیه کم میام نت اما کسی رو فراموش نکردم همه دوستایی خوبم رو دست دارم و به وب هاشون سر میزنم البته بجز سحر که اهل وبت وبلاک نیست اما همیشه دوست خوب ماست

    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  3. آ شـــفـته نوشته است:

    هواتو کردم …
    من ِ حیرون تو این روزا هواتو کردم
    دلم می خوادت …
    می خوام بیام تو آسمون دورت بگردم
    هوایی میشم …
    همون روزا که می بینم هوام و داری
    می خوام بدونم …
    تا کی می خوای بینی و به روم نیاری
    .
    دلم و دست ِ تو دادم من ِ دلتنگ ِ احساسی
    نمیزاری که تنهاشم
    تو رو من خیلی حساسی
    دلم و دست ِ تو دادم دلم و آسمونی کن
    همیشه مهربون بودی
    دوباره مهربونی کن
    .
    .
    .
    چه روزا حالم و دیدی چه شبایی که رسیدی
    تو صدای ِ.
    دل ِ تنهای ِ منو شنیبدی
    تو که دردام و میدونی تو که چشمام و می خونی
    بده بازم به دل ِ من
    یه نشونی
    .
    دلم و دست ِ تو دادم من ِ دلتنگ ِ احساسی
    نمیزاری.که تنهاشم
    تو رو من خیلی حساسی
    دلم و دست ِ تو دادم دلم و آسمونی کن
    همیشه مهربون بودی
    دوباره مهربونی کن
    .
    .

    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  4. آ شـــفـته نوشته است:

    دلم برای مریم گلی تنگ شده . خیلی وقته ازش بیخبرم .امیدوارم هر جا هست حالش خوب باشه

    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  5. آه شب نوشته است:

    کوتاه ترین را برای گفتن دوستت دارم لبخند است

    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  6. آه شب نوشته است:

    سلام
    کامنت قشنگی گذاشتی آشفته …
    بچه ها کم پیدا شدن دیگه … گرفتاریهای خودشونو دارن که امیدوارم هر جا هستن خوب و شاد باشن

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  7. مردی با دمپایی پاره نوشته است:

    سلام به دوستان . انشاالله که خوب هستین
    آه شب مطلب خنده درمانی شما رو خوندم خیلی مفید و جالب بود . دستت درد نکنه
    موزیک سایت هم خیلی دلنشین و زیباست متنش هم که آشفته تو سایت گذاشته خیلی به دلم نشست
    سحر جان تو خوبی کم پیدای من هر وقت میام اینجا که نمیبینمت و به وبلاگ من هم کسی سر نمیزنه همه میاین اینجا
    اونجا تنهام دلم گرفته.

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  8. مریم نوشته است:

    سلام به همه
    آه شب عزیز مطلبت در مورد لبخند و خنده خیلی قشنگ بود. امیدوارم همیشه خنده رو لبات مهمون باشه.
    آهنگ هم بی نظیره
    آشفته عزیز متن شما هم بی نظیره عجیب به دل می شینه

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  9. آه شب نوشته است:

    سلام به دوستان خوبم
    امیدوارم حالتون خوب باشه ….
    به به دمپایی پاره … خوشحالم که اومدی
    مریم جان تو کجایی؟کم پیدایی؟به مناسبت ماه رمضان آپ نمی کنی ؟

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  10. آه شب نوشته است:

    خدایا ….دلم مرهمی می خواهد از جنس خودت !نزدیـــک ؛بی خطــــر ،بخشــــنده …….بی منّـــــــــــــــــت … !!! “

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  11. آه شب نوشته است:

    هوای فاصله سرد است،
    من از کلاف دلم برایت خیال گرم می بافم

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  12. مردی با دمپایی پاره نوشته است:

    روح بزرگوار من دلگیرم از حجاب تو
    شکل کدوم حقیقته چهره بی نقاب تو
    وقتی تن حقیرم و به مسلخ تو میبرن
    مغلوب قلب من نشو ستیزه کن با پیکرم
    اسم منو از من بگیر تشنه معنی منم
    سنگین بار تن برام ببین چه خسته میشکنم….
    چه خسته میشکنم …..

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  13. مردی با دمپایی پاره نوشته است:

    گاهی
    میان وسعت دستان خالی ام ….
    حس میکنم که دار و ندارم
    نگاه توست …..

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  14. مردی با دمپایی پاره نوشته است:

    غم دانه دانه می افتد روی صورتم …
    شور است طعم نبودنت !!!!
    نیم نگاهت را به تمام دنیا نخواهم فروخت
    حتی اگر ذره ای به یادم نباشی …..

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  15. مردی با دمپایی پاره نوشته است:

    هر دو بازی کردیم
    تو با دلم من با سرنوشتم …..

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  16. مردی با دمپایی پاره نوشته است:

    دکتره بعد از معاینه ازش میپرسه «خب، بگو ببینم واسه چی کمر درد شدی؟»
    مریض پاسخ میده: «محض اطلاعتون باید بگم که من برای یک کلوپ شبانه کار میکنم.
    امروز صبح زودتر به خونهم رفتم و وقتی وارد آپارتمانم شدم، یه صداهایی از اتاق خواب شنیدم!
    وقتی وارد اتاق شدم، فهمیدم که یکی با همسرم بوده!! در بالکن هم باز بود. من سریع دویدم طرف بالکن، ولی کسی را اونجا ندیدم.
    وقتی پایین را نگاه کردم، یه مرد را دیدم که میدوید و در همان حال داشت لباس میپوشید.
    من یخچال را که روی بالکن بود گرفتم و پرتاب کردم به طرف اون!! دلیل کمر دردم هم همین بلند کردن یخچاله.»

    مریض بعدی،
    به نظر میرسید که تصادف بدی با یک ماشین داشته.
    دکتر بهش میگه «مریض قبلیِ من بد حال به نظر میرسید، ولی مثل اینکه حال شما خیلی بدتره! بگو ببینم چه اتفاقی برات افتاده؟»
    مریض پاسخ میده: «باید بدونید که من تا حالا بیکار بودم و امروز اولین روز کار جدیدم بود.
    ولی من فراموش کرده بودم که ساعت را کوک کنم و برای همین هم نزدیک بود دیر کنم.
    من سریع از خونه زدم بیرون و در همون حال هم داشتم لباسهام را میپوشیدم، شما باور نمیکنید؛ ولی یهو یه یخچال از بالا افتاد روی سر من!»

    وقتی مریض سوم میاد
    به نظر میرسه که حالش از دو مریض قبلی وخیمتره.
    دکتره در حالی که شوکه شده بوده دوباره میپرسه «از کدوم جهنمی فرار کردی…..!!!!»

    «خب، راستش من بالای یه یخچال نشسته بودم که یهو یه نفر اون را از طبقهء سوم پرتاب کرد پایین…»

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  17. مردی با دمپایی پاره نوشته است:

    حافظ

    آن که رخسار تو را رنگ گل و نسرین داد

    صبر و آرام تواند به من مسکین داد

    وان که گیسوی تو را رسم تطاول آموخت

    هم تواند کرمش داد من غمگین داد

    من همان روز ز فرهاد طمع ببریدم

    که عنان دل شیدا به لب شیرین داد

    گنج زر گر نبود کنج قناعت باقیست

    آن که آن داد به شاهان به گدایان این داد

    خوش عروسیست جهان از ره صورت لیکن

    هر که پیوست بدو عمر خودش کاوین داد

    بعد از این دست من و دامن سرو و لب جوی

    خاصه اکنون که صبا مژده فروردین داد

    در کف غصه دوران دل حافظ خون شد

    از فراق رخت ای خواجه قوام الدین داد

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  18. سحر نوشته است:

    سلام به همه دوستای خوب و نازنینم
    نماز و روزه همهتون قبول قبول
    منو از دعای سحر و افطارتون فراموش نکنید
    همتونو دوست دارم
    مردی با دمپایی پاره دوست خوب و مهربونم بهت سر میزنم گاهی .دفعه ی آخر که رفتم مطلب جدید نبود . لطفا مرتب هرچند روز یه بار مطلب بزار . خوشحال میشم . کامنتهای زیبایی بود . ممنون
    آه شب و آشفته عزیز واستون آرزوی شادی و موفقیت دارم .
    و بقیه دوستای نازنینم هر جا هستید دلخوش و تندرست باشید

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  19. فرحناز نوشته است:

    سلام به همه دوستان گلم آری خنده میگن معجزه میکنه ما هم شنیدیم اما به امتحانش هم میارزد
    همیشه خندان و تو دل برو باشید مثل پسته خندان

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  20. سحر نوشته است:

    سلام
    شب و روز همگی دوستان شاد و خرم و نماز و روزتون قبول درگاه احدیت
    مثل اینکه همه از روزه گرفتن کسل و بی حالن چرا هیشکی نمیاد یه سری بزنه؟
    کم کم اینجا هم داره دچار رکود و رخوت میشه
    لطفا خواهشا نگذارید اینطور بشه بیاید سر بزنید حرف بزنید
    واستون بهترین آرزوها رو دارم و منتظر حضور پر مهرتون هستم

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  21. آه شب نوشته است:

    سلااام به دوستان گلم
    طاعات وعباداتتون قبول درگاه حق
    امیدوارم حالتون خوب باشه
    من کماکان مشکل اینترنت دارم…. برای همین کمتر میام
    به یاد همگی هستم ….

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  22. آ شـــفـته نوشته است:

    سلام .سلام به تک تک دوستایی خوبم. ببخشید من دیر به دیر سر میزنم . ماه رمضان بیحوصله ام کرده. از صبح که میرم سر کار ساعت ۲ ظهر میام خونه و میخوابم تا ۶ الی ۷ منتظر افطار میشینم بعد از افطار هم کلی سریال هست که نمیشه ازش گذشت.
    دیگه تنبل شدم واسه سایت. کم ایتنر نت میام. از وقتی ایپد خریدم همه اش در گیر اون شدم. خیلی باحاله wechat هم داره شماها هم رو گوشیتون نصب کنید
    آه شب تو هم شکر خدا یا در گیر نی نی بازی هستی یا میگی اسباب کشی داریم یا میگی اینترنتم قطعه خیلی بهانه میکنی
    اینجا فقط سحر و گه گاهی فرحناز وفادارن که اغلب اینجاند. ممنونم از شما ها

    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  23. آ شـــفـته نوشته است:

    بر روح تمام شیعیان تیغ زدند/ بر مردترین مرد جهان تیغ زدند

    خورشیدبه سینه، ماه برسر می زد/ انگاربه فرق آسمان تیغ زدند

    سالروز ضربت خوردن امام علی(ع) تسلیت باد

    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  24. آ شـــفـته نوشته است:

    حاضر جوابی

    ===========================

    می گویند: “مریلین مونرو ” یک وقتی نامه ای به ” البرت اینشتین ” نوشت:
    فکرش را بکن که اگر من و تو ازدواج کنیم بچه هایمان به زیبایی من و هوش و نبوغ تو. . . چه محشری می شوند!

    “اینشتین”در جواب نوشت:

    ممنون از این همه لطف و دست و دلبازی خانوم.

    واقعا هم که چه غوغایی می شود!

    ولی این یک روی سکه است، فکرش را بکنید که اگر قضیه بر عکس شود چه رسوایی بزرگی بر پا می شود!

    ************************

    روزی در یک میهمانی مرد خیلی چاقی سراغ برنارد شاو که بسیار لاغر بود رفت وگفت:

    آقای شاو! وقتی من شما را می بینم فکر می کنم در اروپا قحطی افتاده است

    برنارد شاو هم سریع جواب میدهد:

    بله! من هم هر وقت شما را می بینم فکر می کنم عامل این قحطی شما هستید!

    ************************

    روزی نویسنده جوانی از جرج برنارد شاو پرسید:

    «شما برای چی می نویسید استاد؟ »

    برنارد شاو جواب داد:

    «برای یک لقمه نان»

    نویسنده جوان برآشفت که:

    «متاسفم! برخلاف شما من برای فرهنگ مینویسم! »

    وبرنارد شاو گفت

    «عیبی نداره پسرم هر کدام از ما برای چیزی مینویسیم که نداریم! »

    ************************

    یه روز چرچیل در مجلس عوام سخنرانی داشت.

    یه تاکسی می گیره، وقتی به محل می رسن، به راننده میگه: اینجا منتظر باش تا من برگردم.

    راننده میگه:نمیشه، چون میخوام برم خونه و سخنرانی چرچیل را گوش کنم.

    چرچیل از این حرف خوشش میاد وبه راننده ۱۰پوند می ده. راننده میگه:

    گور بابای چرچیل، هر وقت خواستی برگرد!

    ************************

    نانسى آستور – (اولین زنى که در تاریخ انگلستان به مجلس عوام بریتانیاى کبیر راه یافته و این موفقیت را در پى

    سختکوشى و جسارتهایش بدست آورده بود) –

    روزى از فرط عصبانیت به وینستون چرچیل رو کرد و گفت:من اگر همسر شما بودم توى قهوه‌تان زهر مى‌ریختم.

    چرچیل (با خونسردى تمام و نگاهى تحقیر آمیز):من هم اگـر شوهر شما بودم مى‌خوردمش.

    ************************

    میگن یه روز چرچیل داشته از یه کوچه باریکی که فقط امکان عبور یه نفر رو داشته… رد می شده…

    که از روبرو یکی از رقبای سیاسی زخم خورده اش می رسه…

    بعد از اینکه کمی تو چشم هم نگاه می کنن… رقیبه می گه

    من هیچوقت خودم رو کج نمی کنم تا یه آدم احمق از کنار من عبور کنه…

    چرچیل در حالیکه خودش رو کج می کرده… می گه ولی من این کار رو می کنم

    * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VN:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  25. شیرین نوشته است:

    به تو چه مربوطه که هرکی توی وبلاگش چی مینویسه؟ پول میدم از جیب تو که نمیدم ، کار میکنم دوست دارم هرجوری دلم میخواد خرج کنم ، لنگه ی تو هم نیستم آویزون جیب بابام باشم . از سگ و گربه نوشتن هم شرف داره به از آدمایی لنگه ی تو نوشتن که به کار همه سرک میکشن و فضولی میکنن

    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.22_1171]
    Rating: 0 (from 0 votes)

نظر یا دیدگاه خود را بنویسید