تبلیغات

آمار بازدید

کاربران آنلاین: 2
بازدید امروز : 289
بازدید دیروز : 1007
بازدید این هفته : 3334
بازدید این ماه : 8203
کل بازدیدها : 735659

خداوندا با من حرف بزن

مردی زمزمه می کرد: خداﻴﺎ با من حرف بزن و چلچله کوچکی آواز خواند، اما مرد ﻧﺸﻧﻴد.


آنگاه مرد صدا زد: خداﻴﺎ با من حرف بزن و رعد و برقی در آسمان درﺧﺷﻴد، اما مرد آن را گوش نکرد.


مرد به اطرافش نگاهی کرد و گفت: خداوندا، بگذار تو را ﺑﺑﻴﻧﻢ و ستاره ها درخشانتر از ﻫﻣﻴﺸﻪ مشغول نورافشانی شدند، اما مرد توجهی نکرد.


مرد فرﻴﺎد ﻜﺸﻴد: خداﻴﺎ معجزه ای نشانم بده.


و کودکی متولد شد.


اما مرد ﻧﻓﻬﻣﻴد.


او گرﻴﺴﺕ و با التماس گفت: خداﻴﺎ مرا لمس کن و اجازه بده که بدانم توﺍﻴﻧﺠﺎﻴﻰ.


خداوند در کمال مهربانی و آرامش مرد را لمس کرد،


اما مرد پروانه ای را که روی شانه اش نشسته بود احساس نکرد.







نگاه خسته ام را از جاده  وداع برگرفتم و به افق نگاه کردم انگار غم غربت نیز به بدرقه ام آمده بود


چقدر از لحظه خداحافظی می هراسیدم و اکنون این من بودم که باید به استقبالش می رفتم و باز


بازی روزگار را می دیدم که داشت مرا از بهترین لحظات جدا می کردو به    آینده ای نا معلوم سوق می داد 


و اکنون در نقطه ای از زندگی ایستاده بودم که هجران تمام زندگی ام را پر کرده بود !!!!!!!!


 من نمی توانستم با وجودم خدافظی کنم انگار داشتم از خودم فاصله می گرفتم  و با خودم بیگانه می شدم


اما سرنوشت با نگاه مصمم می خواست تا باور کنم که باز باید تسلیم آنچه باشم که او می خواست


ومن هرگز نتوانستم به چشمهایت نگاه کنم وقتی غزل خداحافظی مرا خرد می کرد!!!!!


نمی خواستم زمین خوردنم را ببینی وقتی داشتی وجودم رابا خودت می بردی ومن اشکهایم را


مهار کرده بودم تا رفتنت را بیبنم و برای همیشه به خاطر بسپارم اما دیگر نمی توانستم….


می خواستم  فریاد بزنم که برگردی ولی سرنوشت باهمان غرور روبرویم ایستاده بود!!!


باز به جاده وداع چشم دوختم تا تو در آن ناپدید شدی انگار افق را هم با خود برده بودی و مرا


در ظلمات شب تنها گذاشته بودی و من خسته تر از همیشه


تو را در وجودم زمزمه می کردم


اگر اشک ها نمی بود


داغ سینه هاسرزمین وداع را می سوزاند 


کسی را که خیلی دوست داری


همیشه زود از دستش میدهی


 پیش از آن که خوب نگاهش کنی


مثل پرنده ای زیبا بال می گیرد


 هنوز بعضی از حرف هایت را به او نگفته بودی


 هنوز همه لبخندهای خود را به او نشان نداده بودی


همیشه این گونه بوده است


 کسی را که از دیدنش سیر نشده ای زود از دنیای تو می رود!


 

VN:F [1.9.22_1171]
Rating: 0.0/10 (0 votes cast)
VN:F [1.9.22_1171]
Rating: 0 (from 0 votes)

نظر یا دیدگاه خود را بنویسید