تبلیغات

آمار بازدید

کاربران آنلاین: 1
بازدید امروز : 177
بازدید دیروز : 227
بازدید این هفته : 177
بازدید این ماه : 9394
کل بازدیدها : 703514

شب سفر

 



 


 



 


 


ای به داد من رسیده ، تو روزای خود شکستن


ای چراغ مهربونی ، تو شبای وحشت من


ای تبلور حقیقت ، توی لحظه های تردید


تو شبو از من گرفتی ، تو منو دادی به خورشید


اگه باشی یا نباشی ، برای من تکیه گاهی


برای من که غریبم ، تو رفیقی جون پناهی


 


یاور همیشه مومن ، تو برو سفر سلامت


غم من نخور که دوری ، برای من شده عادت


ناجی عاطفه من ، شعرم از تو جون گرفته


رگ خشک بودن من ، از تن تو خون گرفته


اگه مدیون تو باشم ، اگه از تو باشه جونم


قدر اون لحظه نداره ، که منو دادی نشونم


 


وقتی شب شب سفر بود ، توی کوچه های وحشت


وقتی همسایه کسی بود ، واسه بردنم به ظلمت


وقتی هر ثانیه شب ، طپش هراس من بود


وقتی زخم خنجر دوست ، بهترین لباس من بود


تو با دست مهربونی ، به تنم مرهم کشیدی


برام از روشنی گفتی ، حلقه شبو دریدی


 


یاور همیشه مومن ، تو برو سفر سلامت


غم من نخور که دوری ، برای من شده عادت


ای طلوع اولین دوست ، ای رفیق آخر من


به سلامت سفرت خوش ، ای یگانه یاور من


مقصدت هر جا که باشه ، هرجای دنیا که باشی


اونور مرز شقایق پشت ، لحظه ها که باشی


خاطرت باشه که قلبت ، سپر بلای من بود


تنها دست تو رفیق ، دست بی ریای من بود


یاور همیشه مومن ، تو برو سفر سلامت


غم من نخور که دوری ، برای من شده عادت


 



 

VN:F [1.9.22_1171]
Rating: 0.0/10 (0 votes cast)
VN:F [1.9.22_1171]
Rating: 0 (from 0 votes)

نظر یا دیدگاه خود را بنویسید