تبلیغات

آمار بازدید

کاربران آنلاین: 7
بازدید امروز : 183
بازدید دیروز : 227
بازدید این هفته : 183
بازدید این ماه : 9400
کل بازدیدها : 703520

نادیا

این مطلب تقدیم می کنم به دوست خوبم نادیا خانم


 




 


جای پا


در پهن دشت خاطر اندوهبار من



برفی به هم فشرده و زیبا نشسته است



برفی که همچو مخمل شفاف شیر فام



بر سنگلاخ وی ، ره دیدار بسته است



آرام و رنگ باخته و بیکران و صاف



یعنی نشان ز سردی و بی مهری ی من است



در دورگاه تار و خموش خیال من



این برف سال هاست که گسترده دامن است



 چندین فرو نشستگی و گودی ی عمیق



 در صافی ی سفید خموشی فزای اوست



می گسترم نگاه اسفبار خود بر او



 بر می کشم خروش که : این جای پای اوست



ای عشق تازه ، چشم امیدم به سوی توست



 این دشت سرد غمزده را آفتاب کن



این برف از من است ،‌ تو این برف را بسوز



این جای پا ازوست ،‌ تو او را خراب کن



VN:F [1.9.22_1171]
Rating: 0.0/10 (0 votes cast)
VN:F [1.9.22_1171]
Rating: 0 (from 0 votes)

نظر یا دیدگاه خود را بنویسید