|

چرا
وقتی که آدم تنها می شه غمو و غصش قده یه دنیا می شه ؟!
می
ره یه گوشه پنهون می شینه اونجارو مثه یه زندون میبینه .
غم
تنهايی اسيرت می کنه تا بخوای بجمـــــــی پيرت می کنه
وقتی
که تنها می شم اشک تو چشام پر می زنه
غم
می یاد یواش یواش خونه دل در می زنه
یاد
اون شبها می یوفتم زیر مهتابه
بهار
توی
جنگل لبه چشمه می نشستیم منو و یار
غمه تنهايی اسيرت می کنه تا بخوای
بجمـــــــی پيرت می کنه
میگن
این دنیا دیگه مثل قدیما نمی شه دل این آدما زشته دیگه زیبا نمی شه
اون
بالا باد داره زاغه ابرارو چوب می
زنه اشک این ابر زیاده اما دریا نمی شه
غم
تنهايی اسيرت می کنه تا بخـــوای بجمـــــی پيرت می کنه
    |